
گروه خانواده و مشاوره- یکی با گل، یکی با ژست های عجیب و غریب، یکی نیم رخ، یکی پشت میز محل کارش عکس گرفته و دیگری هم هیچ عکسی برای پروفایل کاربری اش در شبکه های اجتماعی مانند وایبر، اینستاگرام، گوگل پلاس و ... نگذاشته است. اگر تمایل دارید بدانید تصاویری که دوستان تان در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارند، چطور شخصیت آن ها را فاش می کند باید بدانید که تصاویر با ما حرف می زنند فقط کافی است که با داشتن کمی اطلاعات با دقت به آن ها نگاه کنیم تا به رمز و رازهایشان پی ببریم. به گزارش زندگی ایده آل برای پی بردن به اسرار درونی افراد سرنخ هایی وجود دارد. یکی از این سرنخ ها عکس پروفایل افراد در شبکه های اجتماعی است. تصاویری که یک فرد خودش را با آن ها به دوستان مجازی اش معرفی می کند از واقعیت درونی او خبر می دهد. ادامه این مطلب تا حدودی به شما می گوید چه رازی پشت تصاویر شخصی افراد نهفته است و چطور می توانید به ابعاد شخصیتی دوستان مجازی تان پی ببرید البته فراموش نکنید که این نکات برای شناخت کامل به هیچ وجه کافی نیست.
افراد کمرو و خجالتی این ویژگی شان را در شبکه های اجتماعی هم بروز می دهند. این افراد معمولا از عکس واقعی خودشان کمتر استفاده میکنند یا تصاویرشان کاملا واضح نیست. علاوه بر این ممکن است ترجیح دهند به جای عکس واقعی خودشان، تصاویری از مناظر زیبایی های طبیعی را داشته باشند. کمروها عکس های سنتی را هم می پسندند و دوست ندارند در فضای مجازی جلب توجه کنند.
وقتی فردی در فضای مجازی قصد پرخاشگری یا به کار بردن الفاظ ناشایست را دارد ممکن است کمتر از نام و تصویر واقعی خودش استفاده کند. افراد بی ادب و پرخاشگر هویت واقعی شان را کمتر فاش می کنند و به همین دلیل با نام و تصویر غیرواقعی در شبکه های اجتماعی ظاهر می شوند تا قابل شناسایی نباشند بنابراین اگر فردی با هویت نامعلوم و بدون داشتن تصویر، قصد دوستی با شما را داشت در پذیرش این دوستی محتاط باشید و این دوستی ها را به سادگی قبول نکنید.
شخصیت مهرطلب در هر شرایطی به دنبال کسب مهر و محبت است و حتی در فضای مجازی هم این میل درونی اش را جست وجو می کند. چنین فردی از هر فرصتی برای جلب محبت دیگران بهره می برد و چه بهتر است که چنین نیازی را از تصاویر واقعی خودش دریافت کند. وقتی عکس پروفایل فرد مهرطلب را لایک می کنید به خواسته اش می رسد. احتمالا مهرطلب ها به دنبال عکس هایی از خودشان هستند که به ارتباط و تعامل بیشتر با افراد منجر شود به همین دلیل ممکن است عکس های متفاوت و خاصی را در پروفایل شان ببینید حتی ممکن است در عکس های شان ابهام هم دیده شود. دیدن نظراتی از این دست که کجا بودی؟ چطور رفتی اون جا؟ و ... هم برای مهرطلب ها جذاب است. در مجموع هر عکسی که تصور کنند اظهارنظرهای خوبی از آن دریافت می کنند در صفحه اجتماعی شان دیده می شود. شاید این موضوع به تامین نشدن نیازهای درونی آن ها در زندگی مربوط باشد که باید مورد بررسی قرار گیرد.
حتما دیده اید که بعضی افراد در شبکه های اجتماعی مرتب عکس شان را تغییر می دهند و هر روز با عکس تازه ای ظاهر می شوند. شاید یکی از دلایل این موضوع به تنوع طلبی فرد مربوط شود. تنوع طلب ها خیلی زود از یکنواختی خسته می شوند و دل شان می خواهد تصاویرشان را در قالب های مختلف به دوستان شان نشان دهند. شاید هم عکس ها برای شان رضایت بخش نیست و می خواهند با تعویض مدام عکس ها به رضایت برسند.
به نظر می رسد افرادی که برای عکس پروفایل شان لباس های شیک و گرانقیمت می پوشند، ژست خاص می گیرند یا به آتلیه می روند در دسته افراد خودشیفته قرار دارند. این افراد از دیدن تصاویر خودشان لذت می برند و دل شان می خواهد چنین تصاویری در معرض دید عموم قرار گیرد بنابراین هر وقت متوجه شدید که یکی از دوستان مجازی شما مشتاق است مدام عکس هایی از این سبک را در شبکه های اجتماعی قرار دهد، نسبت به خودشیفته بودن او مشکوک شوید. از دیگر ویژگی های افراد خودشیفته، این است که خیلی دوست دارند مدیریت گروه های شبکه های اجتماعی را برعهده بگیرند که این موضوع از یک نیاز روانی خبر می دهد و این پیام را منتقل می کند که از این راه به دنبال کسب هویت هستند.
شخصیت های وسواسی بیشتر به دنبال عکس هایی هستند که از هر لحاظ ایده آل باشد. به نظر می رسد این افراد بر اساس ساختار روانی شان خواهان جلب توجه و درخشش هستند و برای رسیدن به این هدف از همه عوامل استفاده می کنند. عکسی که قرار است در صفحه شخصی و پروفایل شان قرار گیرد باید از هر نظر بی عیب و نقص باشد. از این رو برای انتخاب و عکاسی، دقت زیادی به خرج می دهند حتی ممکن است برای داشتن عکس بی عیب و نقص هزینه زیادی در نظر بگیرند و برای داشتن چنین عکسی وقت می گذارند. اگر به عکس مطلوب دست پیدا کرده و نظرات مثبتی دریافت کنند، میلی به تغییر عکس شان ندارند. شاید دیده یا شنیده باشید که افراد وسواسی ممکن است چندین بار در روز و به طور افراطی دست های شان را بشویند ولی در مورد عکس های شخصی این ساختار روانی در این افراد دیده نمی شود. به هر حال نظم و دقت افراطی در انتخاب عکس ها موضوعی است که وسواسی ها از آن رنج می برند.
افراد غمگین و افسرده هم کمتر از عکس های شخصی خوش شان می آید. این افراد عکس خودشان را در شبکه های اجتماعی به نمایش نمی گذارند و اگر هم عکسی قرار دهند، کمتر مایل به تغییر آن هستند. افسردهها نسبت به خودشان احساس قشنگی ندارند و از چهره شان لذت نمی برند. از تغییر، تنوع و تحول گریزان هستند. شاید هم عکس هایی را انتخاب کنند که دورنما و پشت زمینه باز دارند و این تصاویر را به جای چهره خودشان قرار دهند. استفاده از تصاویر تیره و تاریک هم در میان افسرده ها رایج است.
افراد مغرور و قدرت طلب به طور معمول عکس های شان را با ژست و قیافه های خاص نمایش می دهند و دل شان می خواهد نمادهای قدرت بیرونی را در معرض دید عموم قرار دهند. اگر با شغل شان به قدرت می رسند ممکن است پشت میز مدیریت عکس بگیرند. شاید هم به مکان هایی بروند که به آن ها افتخار می کنند و کنار اتومبیل گران قیمت یا ویلای شخصی شان بایستند حتی طرز نشستن آن ها هم از این ویژگی شان حکایت می کند. وقتی با غرور روی صندلی لم می دهند این پیام را به مخاطب منتقل می کنند که «من قدرتمند هستم!».
ویژگی افراد شلخته این است که بی نظمی در خانه و زندگی شان موج می زند، اما در فضای مجازی از کجا بفهمید که شخصی شلخته است؟ آیا باید صفحه شخصی شلوغ و پر از تصاویر مختلف داشته باشد؟ این طور نیست! برخلاف تصور خیلی از ما ویژگی شلخته ها در فضای مجازی این است که کمتر به عکس های شان دست می زنند. آن ها هیجان پذیر نیستند و شاید همان طور که نسبت به نامرتب بودن اتاق شان بی تفاوت هستند، در مورد عکس ها هم نظری ندارند و خوب یا بد بودن این عکسها برای شان مهم نیست.

| << | >> |
7 ماه است که ازدواج کرده ام و در عقد هستم. شوهرم را دوست دارم، اما گاهی وقتها از او بدم می آید آن هم به خاطر مادرشوهرم، چون از من خوشش نمی آید، به من کنایه می زند یا جلوی من از جاری ام تعریف می کند. چه کنم؟
خواهر گرامی، ماجرای نارضایتی و دعوای مادر شوهر و عروس با یکدیگر داستانی کهن و تمام نشدنی به نظر می رسد چراکه عروس، شوهرش را در بست برای خود می خواهد و نگران است که او آزادی خود و همسرش را از بین ببرد و مادر شوهر هم اگر دختر از راه رسیده را رباینده جگرگوشه اش نداند، دست کم همراه بی تجربه و انحصار طلب پسرش می بیند. گفته اید که مادرشوهرتان به شما کنایه می زند یا از جاری تان جلوی شما تعریف می کند. ممکن است برداشت شما از راهنمایی های مادرشوهرتان این گونه باشد و تنها قصد او راهنمایی شما برای داشتن زندگی سالم تر و بهتر باشد. با این حال، با توجه به شرایطی که مطرح کرده اید، توجه به مواردی که در ادامه مطرح می شود می تواند به شما کمک کند.
برای گفت و گوی موثر با شوهرتان باید نخست توانایی تبدیل تفکرات و احساسات خود به موضوعات قابل درک برای او را داشته باشید و دوم این که باید انگیزه لازم برای حل این مشکل را داشته باشید تا راه حل مناسب را بیابید. هیچ گاه نگویید که از شوهرم بدم می آید چراکه این تفکر نمی گذارد برای حل مشکل تان تلاش کنید. رفتارهای دیگران را پای شوهرتان نگذارید چراکه هر فردی مسئول رفتارهای خودش است.
با شوهرتان صحبت کنید و احساسات تان را به صورت کاملا واضح بیان کنید، اما مراقب باشید که به مادرشوهرتان بی احترامی نکنید. شما باید در یک شرایط مساعد و مناسب یعنی زمانی که آمادگی روانی و عاطفی همسرتان بالاست، این موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و احساسات تان را مطرح کنید؛ به طور مثال، شما می توانید به همسرتان بگویید: «من تو و خانواده ات را واقعا دوست دارم، اما زمانی که مادرت به من کنایه می زند، حسابی غمگین و ناراحت می شوم. از طرفی می خواهم احترام واجب بزرگ ترها را نگه دارم و از طرف دیگر احساس بدی پیدا می کنم و تحت فشار قرار می گیرم. تو چگونه می توانی به من کمک کنی و من چکار کنم که شرایط بهبود یابد.» سپس راه حل های مختلف را با کمک همسرتان بررسی و از آن ها برای حل مشکل تان استفاده کنید.
سعی کنید حساسیت های مادر شوهرتان را تحریک نکنید؛ به طور مثال ممکن است که مادر شوهرتان از یک لباس خاص خوشش نیاید بنابراین دلیلی ندارد که شما حتما همان لباس را در مهمانی هایی که او حضور دارد، بپوشید. صبر و شکیبایی را سرلوحه ارتباطات تان قرار دهید و برنامه های ارتباطی تان را با مادر شوهرتان به گونه ای تنظیم کنید که رابطه تان قطع نشود و کمتر آسیب ببیند.
ارتباط سازنده و موثر همراه با جرات ورزی، با فامیل های همسر لازمه زندگی است. شما باید توانایی درک احساسات و نیازهای مادر شوهر و راه های رفع این نیازها و احساسات را داشته باشید. یکی از مهارت هایی که معمولا به بهبود روابط اجتماعی و فامیلی کمک می کند، یک ارتباط سازنده و موثر است که ارکان آن احترام، محبت، کمک کردن، توجه معقول و متعادل به خواسته ها و نظرات طرف مقابل است و می تواند موجب بهبودی روابط شما شود.
برای بالا بردن اعتماد به نفس و عزت نفس و اظهار نظر همراه با جرات ورزی، روی خودتان کار کنید. جرات ورزی یعنی دفاع محترمانه از خودمان در برابر دیگران؛ به طور مثال، وقتی که مادر شوهرتان آشپزی جاری شما را به رختان می کشد شما می توانید بگویید: «البته مامان جان، مهارت های آدم ها با هم متفاوت است.» بعد هم سریع مسیر صحبت را عوض کنید. همچنین شما باید تکنیک های تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس را بلد باشید. در این زمینه می توانید از کتاب ها یا مجلات و مشاوره با مشاوران یا روان شناسان استفاده کنید تا برخی اتفاقات معمولی شما را درگیر نکند و از پا درنیاورد.
محمدباقر ذبیحی / کارشناس ارشد روانشناسی
پسری ۲۸ ساله هستم. خانواده ام خیلی به ازدواج کردن من اصرار دارند ولی من فکر می کنم که لیاقت هیچ دختری را ندارم، شغل خوب و آبرومندانه ای دارم. لطفا راهکاری به من بدهید.
برادر گرامی، شما 28 ساله هستید و این نشان می دهد که زمان لازم برای دستیابی به انواع بلوغ ها را داشته اید. مهمترین عامل پختگی در جوانی، داشتن بلوغ فکری است و شما باید با توجه به شناختی که در این مدت در زندگی تان کسب کرده اید، استقلال خود را به دست آورید و برای آینده زندگی خود با دقت کافی، تصمیم بگیرید. البته مشورت با دیگران و راهنمایی گرفتن از بزرگ ترها به خصوص والدین تان هم باعث آگاهی بیشتر شما برای تصمیم گیری می شود، اما در برنامه ریزی برای آینده و تصمیم گیری نهایی، شخصا باید اقدام کنید و به نتیجه برسید.
یکی از پیش نیازهای مهم برای ازدواج پسرها، داشتن شغل مناسب است. بنا به گفته خودتان، شما شغلی خوب و آبرومند دارید. بنابراین از نگرانی های بیجا دوری و از فکر کردن به اتفاق های منفی که هیچ گاه رخ نخواهد داد، پرهیز کنید. با این حال، پیش نیازهای دیگر ازدواج را هم در خودتان بررسی و در صورت نیاز، مشکلات تان را رفع کنید.
در پیامک تان گفته اید که فکر می کنید لیاقت هیچ دختری را ندارید. توجه داشته باشید که اگر شما برداشت مثبتی از خودتان داشته باشید و توانمندی های تان را باور کنید به خود ارزشمندی خواهید رسید و قدر و منزلت خود را درک خواهید کرد. همچنین مطمئن باشید که برای تشکیل زندگی، دخترانی هم کفو خود خواهید یافت که شایسته زندگی با آن ها باشید؛ بنابراین این جمله که هیچ دختری لیاقت شما را ندارد، فراموش کنید.
یکی از سوال هایی که برای شما و همسالان تان مطرح می شود این است که آیا می توانید زندگی مشترک موفقی تشکیل دهید یا هنوز باید منتظر فراهم شدن همه شرایط ایده آل برای شروع زندگی مشترک باشید. راهکارهای لازم برای عبور از چنین شرایطی، ایجاد فرصت هایی برای گفت و گو با همسالانی که ازدواج کرده اند و بزرگ ترها برای استفاده از تجربیات آنان برای پیمودن مسیر درست زندگی است. با این حال فراموش نکنید که برای خوشبختی در زندگی باید انعطاف پذیر باشید و بهتر است هرچه زودتر برای شروع زندگی مشترک اقدام کنید.
عباسعلی براتی، کارشناس ارشد روان شناسی

«ای بابا! چه قدر من بدبخت و بد شانسم. شدم مثل آهن ربا(!) و فقط مشکلات را به خودم جذب می کنم! صبح که لاستیک موتورم پنچر شد، سر کار هم که همکارم مرخصی بود و آسفالت شدم، حالا هم که اومدم خونه چون خانمم حوصله درست کردن ناهار نداشته، غذا نداریم و ...» همان طور که واضح است، مرور این جملات در ذهن نتیجهای جز عصبانیت شدید و راه انداختن دعوا با دوست و آشنا نخواهد داشت. همه ما در زندگی مان با چالش ها و مشکلاتی مواجه می شویم و تنها تفاوت مان با یکدیگر، شیوه مواجهه مان با این چالش ها و مشکلات است. صبور بودن یا تاب آوری بالا یعنی این که در برابر چالش ها و مشکلات زندگی تصمیمات و رفتارهای غیر منطقی از خودمان نشان ندهیم. علم روان شناسی مثبت گرا به جای پرداختن به ناهنجاری ها و اختلال ها، بر توجه بیشتر به توانمندی ها و استعدادهای انسان تاکید دارد. این رویکرد مثبت گرا هدف نهایی خود را شناسایی شیوه هایی برای حل مشکل می داند که بهتر زیستن و شادکامی انسان را در پی دارد.
در برخی افراد انگار ظرفیت های فردی، شخصیتی و روانی وجود دارد که به آنها در تجربه کردن موقعیت های مشکل و تنش زا کمک می کند به گونه ای که هر قدر هم بر شدت شرایط استرس زا افزوده شود، باز این افراد توان بیرون کشیدن خودشان از بحران یا به قولی توان تاب آوردن در برابر سختی ها و ناملایمات را دارند. در زندگی روزمره ما انسان ها، ماهیت برخی شرایط و تجارب به گونه ای است که افراد خواه ناخواه دچار مشکل می شوند به طوری که ممکن است سلامت روانی آن ها تهدید شود. تاب آوری شامل مجموعه ای از ظرفیت های فردی و روانی است که فرد به کمک آن ها می تواند در شرایط دشوار مقاومت کند و دچار آسیب دیدگی نشود و حتی در تجربه این شرایط مشکل آفرین یا بحرانی، خود را به لحاظ شخصیتی ارتقا بخشد. تاب آوری افراد را توانمند می سازد تا با دشواری ها و ناملایمات زندگی و شغلی رو به رو شوند، بدون این که آسیب ببینند و حتی از این موقعیتها برای شکوفایی و رشد شخصیت خود استفاده کنند.
تاب آوری آموختنی است یا ذاتی؟
نکته ای که باید به آن توجه کرد، این است که درست است تاب آوری به توانایی انسان در مواجهه با بلایا یا فشارهای طاقت فرسا گفته می شود، اما این ویژگی در کنار توانایی های درونی شخص و مهارت های اجتماعی او و همچنین در تعامل با محیط تقویت می شود، توسعه می یابد و به عنوان یک ویژگی مثبت خودش را نشان می دهد. نتیجه این که تاب آوری مهارتی قابل آموزش است یعنی پدیده ای ذاتی نیست بلکه از طریق تمرین، آموزش، یادگیری و تجربه حاصل می شود. پس اگر فکر می کنید تاب آوری کمی دارید، می توانید آن را تقویت کنید و مهارت های خود را در این زمینه پرورش دهید.
ویژگی های اصلی افراد تاب آور چیست؟
از دیدگاه روان شناسی، افراد تاب آور ۴ ویژگی اصلی دارند:
1-یاد داشتن و به کارگیری مهارت های اجتماعی مانند ویژگیهایی از قبیل تفاهم، انعطاف، همدلی و مهربانی، مهارت ارتباطی و شوخ طبعی.
2-یاد داشتن و به کارگیری مهارت های حل مسئله مانند برنامه ریزی، کمک طلبی، تفکر انتقادی و خلاق.
3-آشنایی با مهارت خود گردانی یعنی داشتن هویت، خودکارآمدی، خودآگاهی و تسلط بر وظایف.
4-هدفمندی و خوش بینی به آینده برای رسیدن به آرامش و موفقیت.
توجه داشته باشید که معنای تاب آوری فقط این نیست که در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده پایدار بمانیم و در رو به رو شدن با شرایط خطرناک حالتی انفعالی داشته باشیم بلکه در عمق معنای آن شرکت و حضور فعال و سازنده ما در محیط پیرامونمان نیز در نظر است.
چگونه تاب آور شویم؟
فرد تاب آور، نحوه استدلال و نگرش متفاوتی در مواجهه با شرایط ناگوار اتخاذ می کند و به جای فاجعه ساختن از مشکل و گرفتار شدن در تبعات آن، به خود و توانایی هایش توجه بیشتری می کند؛ به طور مثال، چنین شخصی ممکن است یک موقعیت پر مخاطره را یک فرصت در نظر بگیرد نه یک تهدید و در دشواری ها به جای اضطراب، موفقیت را تجربه کند؛ بنابراین تاب آوری موجب سازگاری مناسب در مواجهه با مشکلات می شود و این چیزی بیش از اجتناب ساده از پیامدهای منفی است. به نظر می رسد که افراد تاب آور به طور خلاقانه رابطه «شرایط ناگوار باعث ایجاد آسیب های روانی می شوند» را حذف و با یک تغییر جدید، رابطه «شرایط پر مخاطره باید زمینه ساز رشد و بالندگی شوند» را جایگزین آن می کنند؛ یعنی تاب آورها ذهن شان را طوری برنامه ریزی کرده اند که بعد از هر موقعیت استرس آوری به دنبال رشد خودشان هستند و مثل خیلی ها تسلیم آسیب های روانی نمی شوند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، 6 شیوه افزایش تاب آوری که در ادامه مطرح می شود، مواردی است که از سوی انجمن روانشناسی آمریکا پیشنهاد می شود تا استقامت و تاب آوری شما در هنگام مواجهه با مشکلات و شرایط سخت را بیشتر کند.
1-برقراری روابط بین فردی: حفظ روابط خوب با اعضای خانواده و دوستان، شاخص مهمی برای افزایش تاب آوری است.
2-ندیدن بحران ها به صورت موقعیت های برطرف نشدنی: نشیب و فرازهای زندگی غیرقابل اجتناب است. هرچند ما نمی توانیم حقیقت این مشکلات را تغییر دهیم، اما می توانیم تفسیر خودمان را از این موقعیت ها عوض کنیم. لحظه ای که موقعیت های نامطلوب زندگی را به صورت مسائلی برطرف نشدنی می بینیم، گام های مثبتی که قادر هستیم برای حل این مشکلات برداریم محدود یا بازداری می شود.
3-هدف گذاری: داشتن هدف در زندگی و توانمندی برای هدف گذاری، شاخص مهمی در تاب آوری است. فردی که هدف گذاری را به زندگی خویش ضمیمه می کند، جهت گیری آینده خود را افزایش می دهد و برای تحقق بخشیدن به آن تلاش خواهد کرد.
4-داشتن اقدام های قاطعانه: برخی افراد ممکن است هنگامی که با مشکلی مواجه می شوند، منتظر شوند تا مسائل خودشان حل شوند. این نوع برخورد با مسائل، شاخصی از نداشتن تاب آوری است. در مقابل، توانمندی برای عمل جسورانه در موقعیت های نامطلوب به منظور حل مسائل می تواند شاخصی از تاب آوری باشد.
5- پرورش دیدگاه مثبتی از خود: دارا بودن اعتماد به نفس و اعتماد به قابلیت های شخصی خود، شاخصی از تاب آوری است. قبل از سعی برای حل موفقیت آمیز مسائل، فرد باید به توانایی خود برای انجام آن باور داشته باشد. هیچ شخصی بدون این باور نمی تواند گام های ضروری را برای حل مسائل بردارد.
6-مراقب خود بودن: مراقب خود بودن شاخص مهمی از تاب آوری است. این می تواند با حساسیت نسبت به هیجانات و نیازهای شخصی خود، صرف زمان برای خود، حفظ سلامت جسمانی و مشارکت در فعالیت هایی که فرد از آن لذت می برد، مشخص شود. فردی که می تواند خود را به لحاظ جسمانی و روانشناختی متناسب نگه دارد، کوشش ها و اشتیاق بیشتری برای حل مشکلات از خود نشان خواهد داد.

رابطه مشترک هم یک موجود زنده است و به همین خاطر به رابطه مشترک «زندگی» می گویند و همانند جانداران ممکن است دچار بی روحی و بیماری شود که این مسئله طبیعی است ، به جرأت می توان گفت اگر در رابطه زوجی هیچ اصطکاکی وجود نداشته باشد احتمالاً یا زندگی شان راکد شده و یا کلا از بین رفته است. چرا که نمی شود با یک انسان زیر یک سقف زندگی کنیم اما دچار اختلاف نشویم، اما می شود کاری کنیم که هنگام اختلاف نظر و دعوا، به جای شکستن ظرف و ظروف به حل مسئله بپردازیم و بعد از آن دوباره به یکدیگر نزدیک شویم.
تبیان می نویسد: زمانی که عقد ازدواج بین دو نفر منعقد می شود ، می گویند ما با همدیگر «زندگی» را شروع کردیم ، منظور زوجین از زندگی این است که این ها در کنار هم اهداف مشترکی را دنبال خواهند کرد که در اصطلاح می گوییم «زندگی مشترک»، یا می توانیم بگوییم زنده کردن اهداف مشترک و تفاوت های فی ما بین. یکی از خصوصیات مهم موجودات زنده ایجاد تغییر و تحول در جسم و روحشان است و با گذشت زمان تغییرات فراوانی در جسم شان پدید می آید، گاهی مریض می شوند و گاهی سرحال و سرخوشاند، همچنین گذشت زمان و تغییرات سن ، در جسم شان تحول ایجاد می کند و باید با جسم جدید سازگار شوند مثلا یک پیرمرد ۸۰ ساله نباید رفتار یک جوان ۳۰ ساله را داشته باشد چون در صورت تقلید رفتارهای شخص جوان، جسمش آسیب می بیند لذا باید از جسم خود بیشتر مراقبت کند. همان طور که گفتیم رابطه مشترک نیز یک موجود زنده است. بنابراین وجود اختلافات در زندگی مشترک طبیعی است و در مواردی باعث رشد و پیشرفت نیز می شود، اما آنچه که مهم است این است که راه های بیان عقاید و صحبت کردن را یاد بگیریم و الا اختلافات کوچک که نمک زندگی تلقی می شوند، نمک روی زخم خواهند شد و جز سوزش هیچ مزه ای نخواهند داشت، در واقع هر دعوایی به معنی پایان زندگی مشترک و نفرت زوجین از یکدیگر نیست مگر این که راه صحیح دعوا را بلد نباشیم.
یکی از عوامل مهم ریشه دار شدن دعواهای زوجین دخالت دادن اشخاص دیگر در دعواست که این مسئله خودش به دو صورت نمود پیدا می کند:
صورت اول: اینکه دعوای موجود بین خود را به خانواده ها یا اشخاص دیگر نسبت دهیم مثلا بیشتر خانم ها در دعوا می گویند این حرف، حرف خودت نیست حتما مادرت چنین حرفی زده است یا خواهر و یا هر فرد دیگر ... یا این که بعضی از مردان شروع به توهین و اهانت به خانواده همسر می کنند مثلا به خانم می گویند این که شما حرف متوجه نمی شوی و منطقی نیستی تقصیر خودت نیست چرا که مادر یا پدرت هم همین طور هستند یا مثلا برادرت نیز فلان ویژگی اخلاقی را دارد. طرح چنین مسائلی ممکن است مثل پاشیدن بنزین روی جرقه های آتش باشد که در کوتاه ترین زمان ممکن جرقه های ضعیف را که یک بچه هم می توانست خاموش کند، به آتش مهیب و خانمان سوز تبدیل می کند که آتشنشان های ماهر هم نمی توانند خاموشش کنند.
صورت دوم: گاهی اوقات دخالت عملی انجام می گیرد، یعنی انتقال مباحث محرمانه خانواده (زوجین) به اشخاص دیگر. حتی اگر این اشخاص پدر ومادر زوجین باشند باز هم انتقال مباحث به آن ها کار درستی نیست چرا که دعوت این اشخاص برای قضاوت و پا در میانی، فقط آتش دعوا را شعله ور می کند چون این افراد ذی نفع هستند و غالبا قضاوت شان بی طرفانه نخواهد بود . بنا براین زوجین باید بدانند که مسئله پیش آمده، فقط به خودشان مربوط می شود و هر اخلاق بدی داشته باشند مربوط به خودشان است نه خانواده شان ، و باید با همدیگر گفت وگو و مسئله را حل کنند یا به اشخاص متخصص و مشاور مراجعه کنند.
ممکن است زوجین از همدیگر خواسته ای داشته باشند و این مسئله باعث ایجاد تشنج در رابطه شان شود، اصل داشتن چنین خواسته هایی طبیعی است، اما آنچه مهم است نحوه بیان خواسته است. بعضی جملات به هیچ وجه برای جامه عمل پوشاندن به خواسته ها مناسب نیستند مثل این که شما همسر را مخیر کنید بین «ادامه زندگی یا قبول خواسته»، چرا که در این صورت همسر شما نسبت به زندگی مشترک دید منفی پیدا می کند و با خود می گوید:آیا یک اختلاف کوچک، هم وزن قوام زندگی ماست؟! به عبارتی دیگر می گوید ارزش زندگی مشترک به اندازه همین مشکل کوچک است و قطعا در مشکلات بزرگ من با شکست مواجه خواهم شد. لذا زوجین در دعواهای پیش آمده، به هیچ وجه نباید پای اصل زندگی را به میان بکشند بلکه بر عکس قبل از بیان خواسته باید به اهمیت زندگی اشاره کنند مثلا بگویند من به پیوند مقدس مان احترام می گذارم و تا زمانی که جان در بدن دارم به زندگی ام عاشقانه جان خواهم بخشید و این خواسته من در راستای قوام و بهتر شدن زندگی است.
استفاده از بعضی کلمات در حین دعوا ممنوع است؛ این کلمات عبارت است از هیچ وقت، همیشه ، هرگز و... به عبارتی از به کارگیری الفاظ منفی که کل زندگی را هدف قرار می دهد، باید خودداری کرد مثلا این جملات: هیچ وقت تو شوهر خوبی برایم نبودی، هیچ وقت مرا دوست نداشتی، همیشه فحاشی می کنی، هرگز به خانواده من احترام نگذاشتی و هیچ خیری از تو ندیدم.
یادمان باشد یک دعوای کوچک انتهای زندگی مشترک نیست و نباید خطوط قرمز شکسته شود، یکی از خطوط قرمز مقایسه همسر با دیگران است ، گاهی اوقات طرفین شروع می کنند به تعریف و تمجید از دیگران و طعنه زدن به همدیگر، که این مسئله ممکن است دلشکستگی عمیقی بین زوجین ایجاد کند که التیامش مدت ها طول بکشد.
از بازگو کردن اسرار خانواده و بیان حرف دل به نامحرمان باید خودداری کرد چرا که این مسئله ضربه بزرگی بر پیکره زندگی وارد می کند، بعضی اوقات اشخاص قبل از این که از همسر خود جدا شوند شروع به ارتباط با نامحرم می کنند و مسائل زندگی خود را با یک شخص اجنبی به اشتراک می گذارند که این مسئله تباهی زندگی دنیوی و ویرانی حیات آخرت را به دنبال دارد.
سعی کنید دعوا را زود تمام کنید و موجب عصبانیت بیش از حد همدیگر نشوید، می توان ادامه بحث را به زمانی بهتر و موقعی موکول کرد که حال هر دوی شما مساعد باشد همچنین بعد از دعوا به مباحث و مسائلی که در بحث اتفاق افتاده است نباید فکر کرد و همه انتقادها و بحث ها را خیلی سریع از خاطر خود پاک کرد و با یک شاخه گل زیبا و نوازش عاشقانه طراوت از دست رفته را باز پس گرفت.

| << | >> |
جوانی 29 ساله هستم. خانمم 24 ساله است و مدام در حال ایراد گرفتن از من است به خاطر همین تصمیم گرفتم دوباره ازدواج کنم. به نظرتان اوضاعم بهتر می شود؟
برادر گرامی با توجه به این که به درستی توضیح نداده اید که همسرتان در چه زمینه هایی از شما ایراد می گیرد، نمی توان درباره منطقی یا غیر منطقی بودن آن ایرادها نظر داد. با این حال از شما می خواهم به نکاتی که در ادامه مطرح می شود، توجه ویژه ای داشته باشید.
زن و شوهر از لحاظ فیزیکی، باورها و اعتقادات، رسم و رسومات خانوادگی، فرهنگی، تحصیلات و ... تفاوت هایی با هم دارند و علاوه بر این که این تفاوت ها جالب هستند، می توانند زمینه ساز اختلاف بین زوجین نیز باشند؛ بنابراین هم شما و هم همسرتان باید توجه داشته باشید که این اختلاف ها وجود دارند، اما چگونه مطرح کردن آن ها برای رسیدن به نقطه نظر مشترک بسیار مهم است تا احساس مورد ایراد واقع شدن در طرف مقابل ایجاد نشود؛ به طور مثال، خانم ها عاطفی و مردها منطقی تر عمل می کنند. دانستن همین تفاوت به داشتن رابطه بهتر با همسر کمک زیادی می کند.
شاید شما واقعا رفتار یا باوری دارید که غیرمنطقی است و همسرتان را به تذکر دادن یا به قول خودتان ایراد گرفتن وامی دارد؛ به عنوان مثال مصرف مواد مخدر، اهل کار نبودن، ارتباط زیاد با دوستان، تمایل نداشتن به ارتباط با خانواده همسر، داشتن توقعات غیر منطقی از همسر یا حتی شکل بعضی رفتارهای شما مانند نحوه غذا خوردن و ... ممکن است باعث شود که همسرتان برای تغییر رفتارهای اشتباه تان تذکر دهد.
با این حال و اگر این گونه هستید،این رفتارها و باورهایتان را طوری ساماندهی کنید که او مجبور نشود به شما تذکر دهد.
آیا تا به حال با همسرتان نشسته اید و این مذاکره را که من از دید شما چگونه همسری هستم، انجام داده اید. آیا تا به حال در گفت و گو با همسرتان به مواردی که مد نظرتان است، اشاره کرده اید و به طور مثال به او گفته اید که از ایراد گرفتن هایش خسته شده اید. آیا از نقاط مثبت و منفی رفتاری خودتان آگاه هستید و می دانید چه رفتارهایی همسرتان را خوشحال یا ناراحت می کند؟ توجه داشته باشید که گفت و گو در فضایی آرام با درک تمام احساسات همسر می تواند گره رابطه شما را باز کند.
گفته اید که آیا ازدواج مجدد می تواند باعث درست شدن اوضاع شود یا نه. در پاسخ به این سوال تان باید بگویم که قبل از گرفتن هر تصمیم عجولانه ای، باید روی بهبود رابطه با همسر فعلی تان با توجه به نکاتی که مطرح شد، کار کنید. ازدواج مجدد می تواند خطای بزرگی با توجه به وضعیت فعلی شما باشد چراکه ممکن است دلیل ایراد گرفتن های همسرتان، رفتارهای اشتباه شما باشد و در ازدواج بعدی تان هم با این مشکل درگیر باشید.
دکتر مسعود خاکپور،
کارشناس و مشاور خانواده
پسری ۱۷ ساله هستم. به تازگی با پدرم کار می کنم. سر هر مسئله کوچکی پدرم جلوی همه سر من داد می زند و تحقیرم می کند. در ضمن، رفتار پدرم با مادرم هم اصلا خوب نیست و او را هم اذیت می کند.
برادر عزیزم در پیامک تان گفته اید که به تازگی با پدرتان مشغول به کار شده اید و پدرتان رفتاری با شما دارد که احساس تحقیر می کنید.
با توجه به این که 17 ساله هستید به شما این آگاهی را می دهم که در حال حاضر در اوج نیاز به احترام، قرار دارید. دوران نوجوانی از لحاظ روانشناسی بزرگ ترین دوره تحول در شخصیت، روان و تصمیم گیری برای زندگی آینده است. پدر شما تا دیروز با یک کودک در ارتباط بود. این کودک حق انتخاب کمتری داشت، اما حالا شما در سنی هستید که نیاز دارید تا افراد صاحب قدرت را زیر سوال ببرید. شما در این دوره از زندگی تان با سوال و درگیری های ذهنی زیادی مواجه هستید و افکار و رویاهای زیادی در سر دارید. برای زندگی آینده خود برنامه ریزی های زیادی می کنید. کمی بیشتر از گذشته با پدر و مادرتان بحث و مجادله می کنید. دوست دارید مورد توجه و احترام دیگران واقع شوید و نیاز به احترام در دوره سنی شما شدید ترین نیاز روانی است.
این که با پدرتان مشغول به کار شده اید، بسیار ارزشمند است چراکه نشان می دهد در حال تقویت روابط اجتماعی و شغلی خود هستید که در این دوره بسیار ارزشمند و قابل توجه است. اگر به رفتارهای خود دقت کنید، در این دوره از زندگی تان بیشتر از کودکی و سال های گذشته با والدین تان مخالفت می کنید، اما این فرآیند طبیعی برای والدین شما با تنش همراه است.
فراموش نکنید که ممکن است شما همیشه همه رفتارهای پدر و مادرتان را موجه ندانید اما می توانید آن ها را در یک گفت و گو با رعایت احترام، بپذیرید یا تغییر دهید. قبول دارم که لازمه سلامتی روان در این است که همیشه بدون چون و چرا هر عقیده ای را نپذیریم، اما می توانیم با تمام انسان هایی که عقاید متفاوت با ما دارند در خانواده، جامعه، مدرسه، دانشگاه و... زندگی کنیم و سازگاری داشته باشیم؛ بنابراین برای سازگاری بیشتر به خصوص با پدر و مادرتان تلاش کنید.
احساس ناراحت کننده شما در حال حاضر را درک می کنم، اما باور دارم که می توانید با صبر و تحمل، وضعیت فعلی تان را تغییر دهید. در اولین فرصت با پدرتان گفت و گو کنید و درباره احساستان به گونه ای محترمانه با وی سخن بگویید تا واکنش پدرتان را بعد از شنیدن صحبت هایتان ببینید.
گفته اید که از رفتار پدر با مادرتان هم راضی نیستید. در این حالت بهتر است پدرتان احساس نکند که شما در کنار مادرتان و در مقابل او هستید چراکه واکنش های منفی پدرتان افزایش می یابد و برای شما مشکلات بیشتری ایجاد خواهد شد.
ممکن است پدر و مادر شما در این دوره نتوانند نیازهای شما را آن گونه که هست درک کنند. پدر و مادرها باید بدانند که نوجوانان، ممکن است نسبت به نصیحت شدن، حساسیت و نیاز به آزادی و استقلال بیشتری داشته باشند و تلاش کنند تا با استقلال بیشتری برای خودشان تصمیم بگیرند. بنابراین والدین باید با مطالعه و تحقیق، با ویژگی های دوره نوجوانی آشنا شوند تا با درک بهتر فرزندشان، موفقیت آن ها را در آینده تضمین کنند.
سید حامد قدسی، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی