
سخن گفتن از رژیم های غذایی جور واجور و روش های مختلف کاهش وزن به نظر بسیار تکراری می رسد. انواع رژیم های کاهش وزن که توسط بعضی از افراد سودجو در جامعه تبلیغ می شود، بسیاری از طرفداران تناسب وزن را به امید دست یافتن به وزن ایده آل جذب می کند و عده زیادی نیز ناخواسته و صرفا بر اثر تبلیغات در مورد اثرات جادویی این روش ها دچار عوارض ناخواسته آن می شوند. افراد بسیاری از این رژیم ها پیروی می کنند و برای لاغری سریع چند روز فقط میوه، روز دیگر فقط شیر، هفته ای مرغ و هفته ای دیگر فقط گوشت مصرف می کنند و نمی دانند که ممکن است چه خطرات و ضایعات جبران ناپذیری را برای خود به جان بخرند. در سلسله مباحث مربوط به رژیم های صحیح کاهش وزن تلاش کرده ایم اطلاعات عموم مردم را از روش های صحیح کاهش وزن که همان تغییر سبک زندگی، ورزش و رژیم متعادل غذایی است افزایش دهیم. به این ترتیب خواهیم توانست نگرش عمومی نسبت به رژیم های غذایی سالم و راه های صحیح کاهش وزن را اصلاح نماییم. اما هر از چندی محصولات دارویی تحت عنوان قرص های لاغری و یا قرص های چربی سوز وارد بازار می شود و طرفداران بسیاری پیدا می کند. به منظور اطلاع رسانی درباره این قرص ها با دکتر سیدعلی کشاورز متخصص تغذیه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت وگو کردیم. وی در مقدمه می گوید: اشتباه رایجی در این باره وجود دارد که توضیحش اهمیت بسیاری دارد. در حقیقت قرص هایی که در کاهش وزن به کار می رود کاربردهای متفاوتی دارد. اصولا قرص هایی مثل ونوستات یا زینکال که نام ژنریک آن اورلیستات است آنتی لیپاز است. یعنی بخشی از چربی غذا را با مدفوع دفع می کند، ولی قرص های چربی سوز معمولا چربی بدن را می سوزاند. بنابراین باید بین قرصی که روی چربی غذا موثر است با قرصی که روی چربی بدن موثر است فرق گذاشت. از این رو ترکیب اصلی در قرص هایی مثل زینکال یا ونوستات یا زنولیت که اخیرا وارد بازار شده است، اورلیستات است. این قرص ها همراه با غذا، صد و ۳۰ درصد چربی غذا را دفع می کند.
از آن جا که این داروها معمولا جذب بدن نمی شود جزو دسته داروهایی است که عوارض جانبی کمی دارد. چون دارو وقتی جذب بدن می شود متابولیسم آن روی اندام های بدن بیشتر می شود اما وقتی جذب نمی شود، عوارض جانبی آن کمتر است.
به گفته دکتر کشاورز قرص های آنتی لیپاز در واقع جذب چربی را مختل می کند و در نتیجه جذب ویتامین های محلول در چربی را نیز مختل می کند. در واقع جذب ویتامین EDA وK در مصرف کنندگان این قرص ها صورت نمی گیرد. حال اگر قرار باشد فردی در هر ۳ وعده غذایی، یک کپسول استفاده کند در کوتاه مدت دچار مشکل نخواهد شد اما اگر در درازمدت مورد استفاده قرار گیرد، عوارض جانبی نسبتا جدی خواهد داشت. اثرات سوء شناخته شده این داروها بر بدن کمبود ویتامین های محلول در چربی، افزایش خونریزی ماهیانه در خانم ها به علت کمبود ویتامین K، اشکال در انعقاد خون در صورت خونریزی در هر نقطه از بدن به علت کمبود ویتامین K می باشد.
از سوی دیگر کمبود هر یک از ویتامین های محلول در چربی مانند E نیز عوارض خاص خود را دارد به طور مثال کمبود ویتامین E باعث جذب نشدن مواد مغذی آنتی اکسیدان در بدن می شود.
این متخصص تغذیه با اشاره به محدودیت چربی در رژیم های غذایی کاهش وزن تاکید می کند: در رژیم های غذایی کاهش وزن غذاهای چرب، سرخ کرده، کتلت، کوکو و فست فودها محدود است. اما گاهی می توان پس از صرف غذای چرب از این قرص ها استفاده کرد. اما تاکید ما بر مصرف محدود این قرص ها است و نه مصرف مداوم و همیشگی آن ها.
توجه داشته باشید که برخی از این ترکیبات اگر با غذای بسیار چرب خورده شود خطر بی اختیاری مدفوع برای فرد به همراه می آورد.
مصرف خودسرانه هر نوع دارویی از جمله این قرص ها به هیچ عنوان صحیح نیست به طور مثال اگر کسی که امگا۳ مصرف می کند از این قرص ها استفاده کند به علت تداخل دارویی، امگا۳ را دریافت و سپس با مصرف این قرص ها از دست می دهد. بنابراین مصرف این قرص ها فقط تحت نظر پزشک و یا متخصص تغذیه برای یک دوره محدود صحیح است.
دکتر کشاورز بهترین روش برای کاهش وزن را رژیم غذایی متعادل تحت نظر پزشک متخصص می داند. اما متاسفانه در کشور ما بسیاری از پزشکان و افراد غیرمتخصص که در این زمینه اطلاعات علمی ندارند، اقدام به رژیم درمانی می کنند که عواقب بسیار شدیدی بر جسم و روح فرد رژیم گیرنده دارد.
از سوی دیگر وجود انواع تبلیغات برای حذف یکباره چربی ها در بدن توسط جراحی و لیپوساکشن بسیار رواج یافته و در بسیاری از نشریات می توان انواع آگهی های عجیب و غریب در این رابطه را مشاهده کرد. جراحی اصولا یک روش تهاجمی است که فقط برای چاقی های درجه ۳ به کار می رود. دکتر کشاورز درباره درجات چاقی توضیح می دهد:در چاقی درجه یک نمایه توده بدن فرد بین ۳۰ تا ۳۵ است. در چاقی درجه ۲ نمایه توده بدن بین ۳۵ تا ۴۰ و در چاقی درجه ۳ یا چاقی مرضی این نمایه بالای ۴۰ است.
بنابراین جراحی فقط در مورد افراد بسیار چاق که نتوانسته اند با سایر روش های کاهش وزن، با چاقی خود مقابله کنند استفاده می شود. رژیم گرفتن بهترین روش برای چاقی های درجه ۲ و یک از کودک گرفته تا سالمند است. در یک رژیم کاهش وزن صحیح بیمار نه فقط وزن خود را کنترل و سپس کاهش می دهد بلکه ضعف گرسنگی را هم تجربه نمی کند و عوارض رژیم از جمله ریزش مو و عصبانیت به حداقل می رسد. از این رو روش تهاجمی برخلاف تصور عموم فقط برای چاقی های درجه ۳ است.
دکتر کشاورز درباره دم کرده های لاغری نیز می گوید: حتی داروهای گیاهی مواد شیمیایی موثر دارد. به طور مثال برای کسانی که یبوست دارند جوشانده برگ سنا استفاده می شود که قرص آن نیز وجود دارد.
این دارو در کوتاه مدت مفید است اما مصرف دراز مدت آن عوارض جدی روی اعصاب فرد می گذارد. بنابراین حتی داروها و جوشانده های گیاهی باید تحت نظر متخصص مصرف شود تا عوارض آن به حداقل برسد.
معمولا بیشتر ما آن قدر سرمان با چیزهای مختلف مشغول می شود که یادمان می رود برای چیزهای مهم زندگی مانند ابراز علاقه به فرزندان مان وقت بگذاریم. به گزارش همشهری آنلاین یکی از استادان روان شناسی دانشگاه هلند در این باره گفته است: حتی اگر شما وقت کافی برای ابراز علاقه به کودک تان ندارید، ما به شما راه های ساده ای را نشان می دهیم که معنی «دوستت دارم» می دهد.
گذاشتن یک نوشته کوتاه در ظرف غذای کودک تان یا کیف مدرسه او، می تواند ایده خوبی باشد. برای کودک بزرگ تر که دوست ندارد هم کلاسی هایش از این که مادرش به او نامه ای داده باخبر شود، می توانید یادداشت را در اتاق خواب او بگذارید.
آیا می دانید که گاهی عمل ما انسان ها از کلام مان تاثیرگذارتر است؟ شاید شما این کار را هر روز بدون فکر انجام دهید، یا این که چون والدین تان این رفتار را با شما نمی کردند، شما نیز از انجام آن امتناع می کنید، اما به یاد داشته باشید که همین عمل به ظاهر کوچک، معنی بسیاری برای کودکان دارد.
تحقیقات نشان می دهد کودکانی که در کنار والدین خود شام می خورند نسبت به دیگران از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند و نمره های بهتری در مدرسه می گیرند. زمان شام بهترین موقعیت برای دور هم جمع شدن و صحبت کردن درباره مسائلی است که در طول روز، اتفاق افتاده است. اگر فرصت این کار را برای شام ندارید، حداقل وعده دیگری مانند صبحانه یا حتی عصرانه را در نظر بگیرید.
هر روز یکی از خصوصیات خوب کودکتان را به او گوشزد کنید. آیا از این که او به موقع تکالیفش را انجام می دهد، خوشحال هستید؟ یا این که او به خوبی مشکلاتش را با دوستان و خواهر یا برادرش حل می کند؟ این نکات مثبت کوچک را به خاطر بسپارید و هر روز یکی از آنها را بازگو و از کودکتان تشکر کنید.
تاثیر خنده را در زندگی تان از یاد نبرید؛ به عنوان مثال هنگام خوردن صبحانه، برای فرزندتان جوک تعریف کنید یا آخر هفته ها کنار او دراز بکشید و داستان های خنده دار بگویید.

| << | >> |
سارا ضمیری – 12 سال بیشتر ندارد. او را همراه خواهر کوچک ترش در حالی که در خیابان های شهر گدایی میکرد، گرفتند. هر دو معتاد به کریستال بودند.
برای هفته ها، دردهای شبانه و بی تابی های گاه و بیگاه خواب را از او گرفته بود و حالا بعد از چندهفته غربالگری در بیمارستان، روزهای رهایی از اعتیاد را در نخستین مرکز ترک اعتیاد کودکان کشوردر زاهدان تجربه می کند.
سارا یکی از هزاران دختر بچه ای است که تاوان اشتباهات والدینش را می دهد .تاوانی به قیمت حراج کودکی در پاتوق های مصرف مواد مخدر. 12 سال است که اعتیاد در وجود سارا رخنه کرده است. سارا معنای اعتیاد را به وضوح بهتر از دختران دیگر مرکز درک می کند، او پیش از تولد درگیر اعتیادی ناخواسته شده بود: «مادرم روزی چندبار کریستال می کشید، بیشتر وقت ها من و سمیرا موادش رو می خریدیم بسته ای هزارتومن». آن طور که سارا می گوید غیر از مادر ، برادرش هم اعتیاد داشته است: «برادرم خودش معتاد بود اما چندبار ما رو تو خونه ترک داد، می گفت دخترا نباید چیزی بکشن. الآن هم اون بود که گذاشت ما رو برای ترک بیارن، مادرم از ما خبر نداره.»
وقتی می پرسم چه مدتی است مادرش را ندیده و چرا سراغی از آنها نمی گیرد،پاسخ می دهد:« از وقتی به بیمارستان و بعدش هم به مرکز فرستاده شدیم مادرم نه زنگ زده و نه ...» حرفش را ناتمام می گذارد ،بغضش را فرو می خورد و سرش را پایین می اندازد.
«سمیرا» خواهر10 ساله سارا هم دو سالی می شود که کریستال مصرف می کند اما او از نظر جسمی و روحی وضعیت مناسب تری نسبت به سارا دارد. این را می توان از شیطنت های کودکانه و خنده های گاه و بیگاهش فهمید. دوره درمانی سمیرا خیلی زود تمام شده و او در قیاس با خواهرش روزهای بهتری را پشت سر می گذارد و حالا شب ها بدون اینکه صدای استخوان هایش را بشنود آرام می خوابد.رنج و سختی که این دو کودک در این سال ها متحمل شده اند چهره آنها را تکیده تر از سن و سال واقعی شان نشان می دهد.آنها نمونه کوچکی از کودکانی هستند که بار بی مسئولیتی والدین را به دوش می کشند.
زیور کودک دیگری است که به مرکز ترک اعتیاد دختران منتقل شده است. او 10 سال دارد و برخلاف سارا و سمیرا، به واسطه پدرش درگیر اعتیاد شده است. دخترک ریزنقش مرکز می گوید:« 2 سال پیش اولین بار پسرعمویم به من یاد داد مواد بکشم ،چند وقت بعد پدرم فهمید که من مواد مصرف می کنم و چون خودش معتاد بود از اون به بعد دیگه با خودش می کشیدم.»
آن طور که زیور می گوید مادر ، خواهر و برادرانش نمیدانستند که او مواد مصرف می کند. اما شاید حالا همین وابستگی زیاد به پدر مهم ترین دلیل زیور برای ماندن و بهبود یافتن در مرکز است تا هرچه زودتر بتواند پدر را ببیند: «دوست دارم زودتر خوب بشم تا برگردم پیش پدرم، دلم خیلی براش تنگ شده.» این را می گوید در حالی که از شنیدن نام پدر سرشار از هیجان و شادی شده است.
اما آن طور که مسئولان مرکز می گویند به نظر نمی رسد زیور بتواند بعد از درمان و بهبود کامل پیش خانواده برگردد زیرا صلاحیت آنها برای نگهداری از او تأیید نشده است. دخترک پرجنب و جوش مرکز اکرم 9 ساله است؛ او که کوچک ترین عضو مرکز است به همراه مادر و برادرش در یکی از پاتوق های مصرف مواد مخدر در زابل شناسایی شده است و حالا او و برادرش برای درمان به مراکز ترک منتقل شده اند. اکرم غیرمستقیم درگیر اعتیاد بوده به همین دلیل روند درمان او کوتاه تر از دیگر دختران مرکز است. از زمانی که مادر، اکرم و برادرش را به کارشناسان بهزیستی تحویل داده و خود ناپدید شده است، اطلاع بیشتری از او و دیگر اعضای خانواده در دست نیست.
معاون امور پیشگیری بهزیستی سیستان و بلوچستان میگوید: از زمانی که کودکان در مرکز ترک اعتیاد درمان می شوند، بهزیستی پیگیر وضعیت آنهاست و خانواده این کودکان را رصد می کند و چنانچه صلاحیت نگهداری از کودک را داشته باشند، نزد آنها بازگردانده می شوند.
معصومه راحت دهمرده، اظهار می کند: اما اگر خانواده شرایط نگهداری را نداشته باشد، کودک تحت عنوان بی سرپرست و بدسرپرست به مراکز نگهداری تحت نظارت امور اجتماعی بهزیستی فرستاده می شود تا سرپرستی وی به اشخاص دیگر واگذار شود.
میر خانم جوانی که سرپرستی مرکز ترک اعتیاد دختران را برعهده دارد، می گوید: حال روحی و جسمی دخترها نسبت به روزهای اولی که آنها را به مرکز انتقال دادند، بهتر شده است و در مرکز نیز پزشک،روان شناس و مددکار به وضعیت آنها رسیدگی می کنند. بچه ها در این مرکز علاوه بر طی کردن مراحل درمان، آموزش می بینند، نماز می خوانند، قرآن خواندن یاد می گیرند، بازی می کنند ، کارهای دستی و ده ها مهارت دیگر را فرا می گیرند.
با شیطنت سر به سر بغل دستی اش می گذارد، چیزی در گوش او زمزمه می کند و هردو با هم می خندند. مسئولان مرکز ترک اعتیاد پسران می گویند روزهای اولی که او را به مرکز منتقل کردند با هیچ کس صحبت نمی کرد. به دلیل اعتیاد شدید ساعت ها بی حرکت و بی رمق گوشه ای دراز می کشید. اما حالا حال «سعید» بهتر از قبل است هرچند که هنوز دوره درمانش کامل نشده است، پسرکی 10 ساله که از ابتدا همراه پدر مواد مصرف می کرد و دوره درمانش نشان می دهد چیزی حدود 9 سال درگیر اعتیاد به کریستال بوده است. سعید را هم از یکی از پاتوق های مصرف مواد مخدر در زابل آورده اند. او نه سواد خواندن دارد و نه سواد نوشتن، آن طور که مشخص است آموزش ندیده و به مدرسه نرفته است. حتی نمی تواند کلمات را واضح ادا کند.
ایمان 12 ساله تنها کودک در این مرکز است که خود مسبب اعتیادش است. می گوید به پیشنهاد پسری نوجوان در راه مدرسه وسوسه می شود تا کریستال مصرف کند با این انگیزه که چاق شود.
«صبح ها از مدرسه فرار می کردم و با پول تو جیبی که پدرم می داد مواد می خریدم و همانجا استفاده می کردم.» ایمان را در حال خرید موادمخدر با بسته ای کوچک از کریستال در دستش می گیرند و بلافاصله با رضایت خانواده به مرکز می فرستند؛ او بیش از یک ماه دور از چشم خانواده و معلمان مدرسه مواد مصرف می کرده است.
حامد برادر کوچک تر اکرم است. پسرکی شلوغ و پر سروصدا که او هم مانند خواهر با شیطنت هایش دیگران را به وجد می آورد. 8 سال دارد و کمتر از 3 ماه است که درگیر کریستال شده آن هم غیرمستقیم و درست زمانی که مادر ، او و خواهرش را با خود به پاتوق های مصرف می برده است. حامد هم دلش برای خانواده اش تنگ شده ، از اکرم که میگوید اشک در چشمانش حلقه می زند او دلتنگ خواهر و مادر است و برای دیدن آنها لحظه شماری می کند.
دلتنگی این کودکان تمامی ندارد، اغلب آنها تاوان گناه و اشتباه والدین را پس می دهند، بی آنکه بدانند جرمشان چیست و چرا باید شب و روز را دور از خانواده و عزیزانشان سر کنند، تک تک آنها برای بازگشت به آغوش خانواده بی تابی می کنند، غم دوری را می توان از نگاه آنها خواند.
«نخعی»رئیس مرکز ترک اعتیاد کودکان پسر زاهدان می گوید: کودکان بسیاری مثل ایمان هستند که اعتیادشان در محیط شلوغ و پرجمعیت خانواده به چشم نمی آید و زمانی خانواده می فهمند که آنها به دام دوستان ناباب افتاده و در این منجلاب غرق شده اند. وی تصریح می کند:تلاش میشود با همکاری آموزش و پرورش استان، اطلاع رسانی درباره پیشگیری از اعتیاد در مدارس گسترش پیدا کند. اکنون این کار با آموزش بچه های مرکز آغاز شده است و آنها علاوه بر آموزش خواندن و نوشتن نکات لازم را برای پیشگیری از اعتیاد فرا می گیرند. گفت وگویمان با پسرها که تمام می شود، به سرعت از جا بلند می شوند و به طرف وسایل بازی می روند آنها لذت بازی کردن را با هیچ چیز دیگر عوض نمیکنند. بازی که می کنند سرشار از هیجان و شادی میشوند بدون دغدغه و نگرانی. گویی در این زمان هیچ چیز را به یاد نمی آورند و تنها می دانند که کودک اند و باید کودکی کنند، کاری که مدت ها فراموشش کرده بودند.
این کودکان برای قدم برداشتن در مسیر زندگی نیاز به حمایت دیگران دارند اگر چه پاک شدن و رهایی از دام اعتیاد مسئله حائز اهمیتی است اما مهم تر از آن کمک به آنها برای یافتن مسیر درست زندگی پس از خروج از مرکز و ورود به اجتماع است. مرحله حساس برای کودکان آسیب دیده درست از لحظه ای آغاز می شود که دوباره قدم در اجتماع می گذارند و همان آدم هایی را می بینند که آنها را به این روز انداخته اند. اگر این کودکان حمایت نشوند برگشت آنها به مسیر اشتباه دور از انتظار نیست.
باید پذیرفت برای این کودکان هیچ کانونی گرم تر از خانواده نیست به شرطی که آنها نیز در دام اعتیاد گرفتار نباشند و از لحاظ مالی تامین شوند. بدون تردید اگر دست هایی برای کمک به خانواده این کودکان دراز شود و برای بازگرداندن آنها به مسیر زندگی همت شود، رشد و بالندگی آنها در بستر همین خانواده ها محقق خواهد شد.
آن طور که زیور می گوید مادر ، خواهر و برادرانش نمیدانستند که او مواد مصرف می کند.
به پیشنهاد پسری نوجوان وسوسه می شود تا کریستال مصرف کند با این انگیزه که چاق شود.
بچه ها علاوه بر طی کردن مراحل درمان، آموزش می بینند، نماز می خوانندو قرآن خواندن یاد می گیرند.

گروه خانواده و مشاوره- «آخه من از دست تو چکار کنم؟ تو همیشه همین جوری هستی، همیشه با رفتارت منو حرص می دی، شک ندارم که این کارها رو فقط برای اذیت کردن من انجام می دی وگرنه هزار بار تا حالا بهت گفتم من از این رفتارت شرمنده می شم، تو رو جون هر کی دوست داری جلوی فامیلای من کمتر حرف بزن، کمتر خاطره تعریف کن، کمتر مضحکه جمع شو، بابا من پیش فامیلم آبرو دارم...»
آن چه خواندید نمونه یک انتقاد شایع بین برخی زوج هاست، که شاید برخی از ما وقتی در برابر رفتارهای اشتباه همسرمان، فرزندمان، دوستمان، والدین مان و سایر اطرافیان قرار می گیریم با جملاتی شبیه این ناراحتی و عصبانیت خود را به اطلاع طرف مقابل می رسانیم و اسمش را می گذاریم «انتقاد». انتقادی که ناگفته مشخص است طرف مقابل چه برخوردی پس از شنیدن آن خواهد داشت.
وقتی به جای نقد سازنده رفتار اشتباه طرف مقابل، شخصیت، هویت، اصالت خانوادگی و سراسر وجود وی را مورد نقد قرار می دهیم (تخریب می کنیم) طبیعی است که نباید توقع اصلاح رفتار اشتباه را داشته باشیم. در ادامه پس از توضیح مختصری درباره مبحث نقد، با هم به بررسی این مقوله خواهیم پرداخت.
واژه نقد «شناختن محاسن و معایب» یا «جدا کردن سره از ناسره» تعریف شده است. عموماً از نقد به معنای داوری و قضاوت دوجانبه درباره یک گزاره استفاده می شود. هر چند انتقاد معادل واژه نقد نیست و تفاوت های مفهومی با آن دارد، اما همواره همراه این واژه به کار می رود. با این حال امروزه عموم مردم برای انتقاد، نقشی مثبت قائل شده اند. درخصوص چرایی نقد به اختصار باید گفت که چون نتیجه آن پیدا کردن خوبی ها از میان بدی هاست، پس نقد کردن به هر چیزی کمک می کند که صاحب اعتبار شود. اگر از یک فیلم، یک کتاب، یک مقاله و ... یا یک فرد انتقاد شود، باعث مشخص شدن نقاط ضعف و اصلاح آن می شود. منتقد کسی است که گزاره ای را نقد می کند و باید ریزبین، دقیق و سریع باشد. نکته حائز اهمیت این است که نقد در هر زمینه ای اصول و قواعد خاص خود را دارد و باید ضمن احترام به نظرات دیگران، با رعایت اصول اخلاقی و دیدی کارشناسانه به تحلیل مسائل پرداخت.
اصولاً نقد رفتار دیگران ساده ترین روش برای انتقال اختلاف دیدگاه ما با دیگران است ولی اگر از راه اصولی و صحیح انجام نپذیرد، باعث پیچیده تر شدن اختلافات خواهد شد. به طور مثال زمانی که شما از میزان ارتباط همسرتان با دوستانش ناراضی هستید؟ سبک لباس پوشیدن همسرتان را نمی پسندید؟ از نحوه بیان والدین وی، آشفته خاطر می شوید؟ از تأثیر برخی سایت های اینترنتی و بازی های رایانه ای و تلفن همراه روی فرهنگ فرزندتان نگرانید و قصد صحبت با وی را دارید؟ و ... مسائلی از این قبیل را چگونه بیان خواهید کرد؟! قطعاً این موارد زمینه یک اختلاف دیدگاه را به وجود می آورد و از این به بعد، هنر نقد شماست که میزان حصول نتیجه را مشخص خواهد کرد. به قول معروف بحث کردن نمک زندگی است اما تعیین میزان این نمک که منجر به صحبتی مطلوب یا بحثی شور و حتی نزاعی تلخ شود به عهده شماست.
می توان این گونه نتیجه گرفت که مشکل اصلی ما اختلاف نظر است، اما این اختلاف دیدگاه ها به دلیل اختلافات ذاتی بین انسان هاست و قطعاً اجتناب ناپذیر خواهد بود. از طرفی شاه کلید رفع مشکلات نیز، داشتن نقدی سازنده برای رسیدن به نقطه ای مشترک است که باید دارای 5 ویژگی باشد:
نقد باید همیشه با بیان یکی از جنبه های مثبت طرف مقابل آغاز شود و پس از جلب اطمینان وی، موضوع اصلی مدنظر را مطرح کند. چنین عملی موجب می شود که شنونده، مقاومت کمتری در پذیرش انتقاد از خود نشان دهد.
نقد باید در قالب جملات و عبارات غیر مستقیم مطرح شود و جنبه محکومیت و آمرانه و تحریک آمیز نداشته باشد؛ مثلاً با این عناوین می توان انتقاد را به عملی سازنده تبدیل کرد: «آیا بهتر نبود ؟» یا «آیا صلاح می دانی ؟»
نقد باید در خلوت و در غیاب دیگران انجام شود. در غیر این صورت شنونده انتقاد، امنیت روحی خود را در معرض تهدید و مخاطره می بیند و در صدد دفاع از رفتار خود و یا مقابله به مثل برخواهد آمد.
در هر نشست انتقادی، طرح بیش از یک موضوع جایز نیست. اگر فرد مقابل را از همه نظر مورد انتقاد قرار دهیم، او را علیه خود برانگیخته ایم و نتیجه ای عاید ما نخواهد شد؛ به عبارت دیگر اگر از چند رفتار طرف مقابل ناخشنود هستید و سعی دارید آن ها را مورد نقد قرار دهید، کمی صبور باشید و در هر جلسه، یک رفتار وی را نقد کنید.
چنانچه در مراحل اولیه، با اشاره و به صورت غیرمستقیم انتقاد شود، رعایت ادب و دوستی نیز برتفاهم فی ما بین می افزاید.به عبارت دیگر انتقاد لازم نیست حتما کلامی باشد، به خصوص درباره نقد رفتارهای اشتباه کودکان می توان از روش های غیرکلامی مانند اخم کردن، توجه نکردن به رفتار اشتباه و ... استفاده کرد.
در کنار عوامل اثربخش، همواره موارد مخرب نیز وجود خواهد داشت. درخصوص عواملی که باعث ایجاد انتقاد مخرب می شود، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
در انتقاد سازنده نیت خیرخواهانه است؛ ولی انتقاد مخرب با سوءنیت انجام می شود.
در انتقاد سازنده لحن منتقد مشفقانه است؛ انتقاد مخرب، سرد و بی روح است.
در انتقاد سازنده هدف از انتقاد، ارشاد و اصلاح است؛ اما در انتقاد مخرب هدف تخریب و تضعیف شخص مقابل است .
انتقاد سازنده با توجه به شرایط و ظرفیت روانی طرف مقابل انجام می شود؛ ولی انتقاد مخرب به این موضوع توجهی ندارد.
انتقاد سازنده با عبارات و جملات پیشنهادی و انتقاد مخرب با عباراتی تحکمی بیان می شود.
در انتقاد سازنده صرفاً رفتار و یا کار خاصی نقد می شود؛ انتقاد مخرب، تمام ابعاد شخصیتی فرد موردنظر را زیر سوال می برد.
انتقاد سازنده بدون توهین و تحریک عصبی انجام می شود؛ انتقاد مخرب با هتک حرمت همراه است .
در انتقاد سازنده انتقادگر فرصتی برای جبران یا دفاع و توضیح به انتقاد شنونده می دهد؛ در انتقاد مخرب منتقد هیچ گونه فرصتی نمی دهد.
انتقاد سازنده از یک جنبه مثبت طرف مقابل آغاز می شود؛ انتقاد مخرب بلافاصله از یک جنبه منفی شروع می شود.
در انتقاد سازنده روش انتقادگر، عیب پوشی و راز داری است؛ در انتقاد مخرب روش انتقادگر، عیب جویی و افشای راز است.
گزینه های مؤثر و مخرب مذکور، سنگ محک خوبی برای آزمودن عیار توانمندی ما در زمینه نقادی است. چنانچه در سطوح مختلف ارتباطی دچار چالش هستیم، خالی از لطف نیست که تفاوت معیارهای خود را با موارد مذکور بسنجیم. و یک نکته دیگر؛ حتما تا به حال شنیده اید که اصلاح جامعه در گرو اصلاح تک تک افراد جامعه است. لذا می توان گفت تا زمانی که منتقد موثری برای خود نباشیم، هیچگاه قدرت اصلاح دیگران حتی اعضای خانواده خود را نخواهیم داشت؛ پس اصلاح را از خود آغاز کنیم تا دیگران نیز اصلاح شوند.

«کوچولو دوست داری در آینده چی کاره بشی؟». احتمالا از شما هم در دوران کودکی تان بارها و بارها این سوال پرسیده شده است و شاید شما هم بارها و بارها از کودکان این سوال را پرسیده باشید، مهم ترین عامل برای موفقیت در هر کاری داشتن خلاقیت است. توجه داشته باشید که دوران پیش از دبستان بهترین زمان برای تقویت خلاقیت بچه هاست بنابراین از شما والدین عزیز می خواهم که بگذارید بچه ها در این دوران، آرزوی شغل های جدید بکنند، علاقه شان را کشف و کمک شان کنید از همین حالا راه خود را بیابند راه مخصوص خود خودشان را. فراموش نکنید همه بچه ها «خاص»به دنیا می آیند البته اگر پدر و مادر به زور آن ها را «معمولی» نکنند! راهکارهایی که در ادامه مطرح می شود، مانع این می شود که خلاقیت فرزندتان را نابود کنید و مانع موفقیت او در بزرگسالی شوید.
هرچه می خواهد دل تنگت بپرس: حتما برای شما هم پیش آمده است که از سوال های یک بچه کلافه شده باشید از این بچه هایی که آن قدر سوال های عجیب و غریب می پرسند که شما را خسته می کنند. حقیقت این است که بزرگ ترها باید صبرشان را بالا ببرند. سوال پرسیدن نشانه خیلی خوبی است از نحوه تفکر بچه ها چون پرسیدن، دیدگاه کودکان را نسبت به جهان عوض می کند و موجب رشدشان می شود. البته شما می توانید بعضی سوال هایشان را با سوال جواب بدهید و بگذارید کمی عمیق تر فکر کنند؛ به طور مثال در جواب یک سوال شان بپرسید: «به نظر خود تو چرا این اتفاق افتاد؟» و جواب هایشان را به چالش بکشید. بدیهی است که هرچه بیشتر درباره مسائل فکر کنند و بلافاصله جواب های دیکته شده نگیرند، تفکر انتقادی و خلاقانهشان بیشتر رشد می کند.
اوقات فراغت شان را نگیرید: خیلی از پدر و مادرها برای کشف استعداد دختر یا پسرشان هی بچه را از این کلاس به آن کلاس میفرستند که در نهایت فرزند اصلا وقتی برای استراحت و فعال شدن خلاقیتش پیدا نمی کند. باورکنید که کشف استعداد بچه ها احتیاج به این همه هزینه و رفت و آمد به کلاس های مختلف ندارد و شما خیلی راحت می توانید در خانه روی توانایی هایشان کار کنید. بحث اوقات فراغت را جدی بگیرید و از فرزندانتان بخواهید کارهای جدید انجام بدهند. به طور مثال وسایل دورریختنی را در اختیارشان بگذارید و از آن ها بخواهید یک چیز به دردبخور با آن ها درست کنند و در آخر هم تشویقشان کنید.
سد ذهنی برای شان نسازید: چه کسی گفته ماشین ها نمی توانند پرواز کنند؟ سد ذهنی برای کودک تان نسازید چون این سد ذهنی خلاقیت را از بین می برد و باعث می شود بچه ها به شکل عادی همه چیز عادت کنند. بگذارید تا آن ها به چیزهای غیرعادی فکر کنند و برایشان راه حل های جدید بسازند. قصه ها و کارتون ها کمی در این باره کار ما را راحت تر کرده اند چراکه آن ها پر از اتفاق های غیرعادی هستند و قدرت تخیل و تصور بچه ها را بالا می برند.
بگذارید کارهای مختلف را تجربه کنند: متاسفانه باور غلطی در جامعه وجود دارد که می خواهد از همه بچه ها یک الگوی ثابت در بیاورد. اگر می بینید فرزندانتان از سروکله زدن با حیوانات لذت می برند، آن را ناهنجاری ندانید و تا جایی که سلامت شان را به خطر نمی اندازد مانع آن ها نشوید چرا که با این کار شاید جلوی ظهور یکی از موفق ترین دامپزشکان آینده را می گیرید! بگذارید فرزندان تان مهارت های مختلف ذهنی و عملی را امتحان کنند از خمیربازی و سروکله زدن با لگوهای اسباب بازی گرفته، تا شعرگفتن.
احساسات و علایق شان را سرکوب نکنید: «مرد که گریه نمی کنه!»، «دختر که با ماشین کنترلی بازی نمی کنه!»، «پسر که نباید گلدوزی کنه!» و هزار تا باید و نباید دیگر را به کودک تان نگویید. تمام این بایدها و نبایدها، تابوها یا محرومیت های عجیب و غریبی هستند که سال هاست بدون هیچ پشتوانه عقلی در جامعه ما وجود دارد. اگر پدری با اخم و کتک، مانع گریه پسربچهاش شود، آن هم در سنی که گریه از طبیعی ترین رفتارهای یک کودک سالم محسوب می شود، آن وقت فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ اگر می خواهید فرزندان خلاقی داشته باشید، باید بگذارید که خلاقیت آن ها عرصه درست خود را برای تبدیل شدن از یک غریزه بالقوه به یک موفقیت بالفعل پیدا کند. اگر پسر شما در گلدوزی و کار با پارچه مهارت بی نظیری دارد، مانع او شدن و تحقیرکردنش آن هم در سنین ابتدایی زندگی کودک که روانی بسیار آسیب پذیر و لطیف دارد، می تواند چنان اثر ناهنجاری در ناخودآگاه او برجای بگذارد که او تا آخر عمر سراغ آن کار نرود، آن هم درست در صورتی که می توانست از همین راه به موفقیت های قابل توجه در عرصه شغلی، اجتماعی و اقتصادی دست یابد.
اسم خیال پردازی هایشان را دروغ نگذارید: وقتی که کودکی می گوید «دیروز داشتم با مرد عنکبوتی حرف می زدم» فوری نگویید مرد عنکبوتی که وجود ندارد و تو دروغ می گویی چراکه بچه ها در سنین پایین خیال پردازی هایشان را به جای واقعیت جا می زنند و این اصلا به معنای دروغ گفتن نیست. بلکه فقط آن ها در تشخیص مرز واقعیت و خیال هنوز پخته نشده اند و توانایی شناختی کافی ندارند. البته شما می توانید از این فرصت استفاده کنید و در خلال گوش دادن به خیال پردازی هایشان و دامن زدن به آن ها، برای فرزندان تان از صداقت هم بگویید. اگر فرزندانتان کمی بزرگ تر هستند، بهتر است با مهربانی برایشان توضیح بدهید که خیلی خوب است که می توانند اتفاقی را که هنوز نیفتاده است، به خوبی تعریف کنند و بعد از آن ها بپرسید که اگر واقعی بود، چه طور می شد؟
بگذارید کمی هم احتیاج داشته باشند: گاهی ما به خاطر علاقه بیش از حدمان به بچهها آن قدر اطرافشان را پر از وسایل غیر ضروری می کنیم که دیگر فرصت فکرکردن را از آن ها می گیریم. خیلی از اسباب بازی ها روند تفکر خلاق کودک را فلج می کنند. لازم نیست هرچیزی را که دلشان خواست، برایشان تهیه کنید. سعی کنید تا حد امکان از بازی های رایانه ای دورشان کنید و اسباب بازی هایی برایشان بخرید که لازم باشد با آن ها چیز جدیدی بسازند مثل خانه سازی ها