
اولین
درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند،
صداقت است.
شوپنهاور

خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی،
که تنها شوی.
اُرد
بزرگ

عشق همیشگی است
و این ما هستیم که ناپایداریم
عشق متعهد است
و مردم عهد شکن
عشق همیشه قابل اعتماد است
اما مردم همیشه نیستند.
لئوبوسکالیا

اگر مشکلی داری،
به دلیل طرز فکر توست
و تنها راهی که می توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی،
این است که طرز فکرت را تغییر دهی.
وین
دایر

به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟
تا بگویم بعد از مرگ کجا میروی.
شوپنهاور

هیچ گاه از داشتن دشمن نترس،
از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس.
اُرد
بزرگ

من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد،
زیرا فقط در این صورت است که
هرچه پیرتر شدم
در نظر شوهرم عزیزتر خواهم بود.
آگاتا کریستین

درباره کسی با سوالات اش قضاوت کن
نه با جواب هایش.
فرانسوا ولتر

رسم جهان این است که قانون بسازد
ولی خود از عادت پیروی می کند.
میشل
فوکو

اسارت و بندگی مردم،
به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداکاری شان بستگی دارد.
مهاتما گاندی

طریق دوست داشتن هر چیز آن است که
بدانی آن را روزی از دست می دهی.
گیلبر چیسترتن

گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه
دیوانه کننده ترین حس دنیاست.
ژوآن
هرییس

بزرگترین بدی زندگی اینه که
هیچ وقت
اون چیزی رو که می خوای
همون لحظه نداریش
یه زمانی بهش می رسی
که دیگه برات مهم نیست!
دیوید سالینجر

زندگی یعنی بارانی از کثافت
و در این میان،
"هنر" تنها چتری است که داریم.
ماریو بارگاس یوسا

وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی،
ببین چه را از دست داده ای
که این را به دست آورده ای.
دالایی لاما

هیچ انسانی کامل نیست
اما آدمهایی که خیال می کنند، کامل هستند
هرگز به درد کار تیمی نمی خورند...
جان
ماکسول

گنجشکان لاف می زنند:
جیک جیک جیک جیک
"جیک" هیچ کدامشان در نیامد
تو که دور می شدی
شمس
لنگرودی

بگو راه را گم کرده بودم
بگو ساعتم خواب مانده بود
اصلا بگو به مترو ساعت هفت نرسیدم
برای شتابی که نداشتی
بهانه ای جور کن
جهان
با دروغ تو
زیبا می شود.
مریم
نوابی نژاد

مردها وقتی عاشق می شوند
به دنیا می آیند،
و زنها
عاشق که می شوند، می میرند!
ویسلاوا شیمبورسکا

در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود.
راه کار دیگری جستجو کنید
و اگر نیافتید همان در را بشکنید.
اُرد
بزرگ

اگر سخن چون نقره است،
خاموشی چون زر پربهاست.
لقمان حکیم
سیدنی. جی. هریس نویسنده ای سرشناس و واقع گراست که رموز برنده شدن را در میدان
زندگی می شناسد و برای موفقیت در آن، راه های ساده ای پیشنهاد میکند. اگر برنده
بودن را به عنوان هدف زندگی خود انتخاب کرده اید و تاکنون فرصت مطالعه کتاب "برنده
و بازنده" این نویسنده را نداشته اید، خلاصه این کتاب می تواند راهنمای خوبی برای
شما دوستان باشد. در ادامه برخی از ویژگیهای برنده و بازنده را از نظر خواهید
گذراند ...
وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود، میگوید اشتباه کردم.
وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود، میگوید تقصیر من نبود.
برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد.
برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد.
بازنده از کنار مشکل گذشته و آن را حل نشده رها میکند.
برنده میگوید، بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم.
بازنده میگوید، هیچ کس راه حلی را نمیداند.
برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
بازنده آن جا که نباید، سازش میکند و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه میکند.
برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.
بازنده می گوید "متاسفم"، اما در آینده اشتباه خود را تکرار میکند.
برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد، هر چند که هر دو حالت
را مد نظر دارد.
بازنده دوست داشتنی بودن را، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد، حتی اگر بهای آن
خفت و خواری باشد.
برنده متعهد میشود.
بازنده وعده میدهد.
برنده گوش می دهد.
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن.
برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میکند.
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف، و گاهی همچون ستمگران فرودست
رفتار میکند.
برنده میگوید، باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.
بازنده میگوید، تا بوده همین بوده و تا هست همین است.
برنده به افراد برتر از خود، احترام میگذارد، و سعی میکند تا از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.
برنده گامهای متعادلی بر میدارد.
بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی کند.
برنده میداند که گاهی اوقات، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید.
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی که نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن
است.
برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته، و هوشمندانه از ناتوانی های خود،
آگاه است.
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبراست.
برنده مشکلی بزرگ را انتخاب می کند، و آن را به اجزای کوچکتر تفکیک میکند، تا حل آن
آسان گردد.
بازنده مشکلات کوچک را آنچنان به هم می آمیزد، که دیگر قابل حل شدن نیستند.
برنده می داند که اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود.
بازنده احساس میکند که اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد.
برنده تمرکز حواس دارد.
بازنده پریشان حواس است.
برنده از اشتباهات خود درس میگیرد.
بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه، یادگرفته که اقدام به هیچ کاری نکند.
برنده میکوشد تا مردم را هرگز نیازارد، مگر در مواقع نادری که این دل آزاری در
راستای یک هدف بزرگ باشد.
بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این کار را میکند.
برنده ثروت اندوزی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند.
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد، بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت،
هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب کند، و هرگز برنده نمیشود.
برنده ترجیح می دهد که، خود را مسئول شکست هایش بداند، و نه دیگران را ولی وقت
زیادی را صرف عیب جویی نمیکند.
بازنده شکستهای خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند.
برنده معتقد است، ما با کارهای درست و اشتباه خود، سرنوشت خویش را تعیین میکنیم.
بازنده
بیشتر به قضا و قدر اعتقاد دارد.
برنده در چنین موقعیتی احساس میکند که اعتبار خود را برای آینده تقویت می نماید.
بازنده از این که بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میکند بازنده است.
برنده در هر شرایطی که قرار بگیرد، آرامش و تعادل خود را حفظ میکند.
بازنده اگر از دیگران عقب به ماند، تندخو و خشن میشود، و اگر جلوتر از دیگران باشد،
بی احتیاطی میکند.
برنده میداند که نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست، در حالی که می کوشد تا
آثار ناگوار این نقایص را به زداید هرگز تاثیر آنها را انکار نمیکند.
بازنده از این که خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است.
برنده در چنین شرایطی آزادانه، رنجش و آزردگی خود را بیان نموده، تخلیه ی احساسی
میکند، سپس مساله را به فراموشی می سپارد.
بازنده هنگامی که از دیگران بدرفتاری میبیند، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی
آورد و زجر می کشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرایط بدتری را پدید می آورد.
برنده میداند که کدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد، و کدام یک را پس از مشورت با
دیگران بازنده نسبت به برندگان حسادت کرده، و دیگر بازندگان را حقیر میشمارد .
بازنده به "استقلال" خود می بالد، در حالیکه به واقع در حال خونسردی است. و به کار
گروهی خود می بالد، در صورتی که در حال دنباله روی است، و اراده ای از خود ندارد.
برنده می داند که هر قاعده ای در هر کتابی را می توان نادیده انگاشت جز یکی، "همانی
که هستی و میخواستی، باش" ، تنها برگ برنده، در دنیا همین است.
بازنده فکر میکند که برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد.
برنده روی پای خود می ایستد و از اینکه دیگران، به وی تکیه کنند، احساس تحمیل شدن
نمی کند.
بازنده به کسانی که از خودش قوی ترند، تکیه میکند و عقده های خود را بر سر افراد
ضعیفتر از خویش خالی میکند.
برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است.
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.
برنده در وجود یک آدم بد، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت کار میکند.
بازنده در وجود یک انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو، به سختی میتواند با
دیگران همکاری کند.
برنده در عین حال که تعصبات خود را میپذیرد، تلاش میکند که در هنگام قضاوت کردن بر
این تعصبات غلبه کند.
بازنده منکر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراین در سراسر عمر، اسیر تعصبات
خویش خواهد بود.
برنده هراسی ندارد از اینکه دریک موقعیت ضد و نقیض قرار گیرد، زیرا درافکارش خللی
وارد نمی شود.
بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به کار
شایسته ترجیح میدهد.
برنده بازی سرنوشت، و این حقیقت که شایستگی ها را همواره پاداشی نیست، بی آنکه
دیدگاهی بدبینانه داشته باشد، درک میکند.
بازنده بی آنکه بازی های سرنوشت را درک نماید، بدگمان است.
برنده میداند که چگونه میتوان جدی بود، بی آن که خشک و رسمی باشد.
بازنده غالبا خشک و رسمی است زیرا، فاقد توانایی جدی بودن است.
برنده آنچه را که ضرورت دارد، با متانت لازم انجام می دهد، و توان خود را برای راه
حل هایی ذخیره می کند که، در آنها از حق انتخاب برخوردار است.
بازنده آنچه را که ضرورت دارد، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و
نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد.
برنده ارزش های اخلاقی را، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد.
بازنده چون در باطن، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قایل است، بیش از ظرفیت خویش
در جهت کسب منابع قدرت بیرونی تلاش میکند.
برنده سعی میکند که رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت کند، و رفتارهای
دیگران را، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی کند.
بازنده رفتارهای خود را براساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را براساس نتایج
آنها ارزیابی میکند.
برنده دیگران را نکوهش می کند ولی آنها را می بخشد.
بازنده چنان بزدل است که قادر به نکوهش دیگران نیست، و چنان حقیر است که قادر به
بخشیدن دیگران هم، نیست.
برنده پس از بیان نکته ی اصلی مورد نظرش، لب از سخن فرو می بندد.
بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد، که نکته ی اصلی را فراموش میکند.
برنده هر امتیازی را که بتواند بدهد، می دهد جز این که اصول بنیادی خود را فدا کند.
بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد، و این در حالی است
که اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود.
برنده ضعفهای خود را به خدمت توانایی هایش می گیرد.
بازنده توانایی های خود را هدر میدهد، زیرا که آنها را در خدمت ضعفهای خود به کار
می گیرد.
برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، یکسان عمل میکند.
بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میکند.
برنده میخواهد مورد احترام دیگران باشد، اما ذهنش را درگیر آن نمیکند.
بازنده برای رسیدن به این هدف، دست به هر کاری میزند، اما سرانجام، با شکست روبه رو
می شود و به هدف اش نمی رسد.
برنده حتی زمانی که دیگران وی را به عنوان یک خبره می شناسند، می داند که، هنوز
خیلی چیزها را نمیداند.
بازنده میخواهد که دیگران او را یک خبره بدانند، و این نکته که "بسیار کم می داند"
را، هنوز نیاموخته است.
برنده گشاده روست، زیرا که میتواند بی آنکه خود را تحقیر کند، بر خطاهای خویش
بخندد.
بازنده چون حتی در خلوت خویش، خود را پست و حقیر می شمارد، در حضور دیگران نیز قادر
به خندیدن بر خطاهای خود نیست.
برنده نسبت به ضعفهای دیگران، غمخواری میکند، زیرا ضعفهای خود را درک نموده و آنها
را پذیرفته است.
بازنده دیگران را به دلیل ضعفهایشان خوار و خفیف می شمارد، زیرا وجود ضعف در درون
خود را، انکار نموده و پنهان میکند.
برنده هر کاری که از دست اش بر آید انجام میدهد، و اگر سرانجام شکست خورد، به معجزه
امید می بندد.
بازنده بدون آنکه کوچکترین تلاشی کند، به انتظار معجزه می نشیند.
برنده هنگامی که می بیند راهی را که در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار
نیست، هراس از ترک کردن آن، ندارد.
بازنده "نیمه ی راهی" را در پیش گرفته و به آن، ادامه می دهد و اهمیتی نمیدهد که به
کجا منتهی می شود.
برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه که از دیگران میگیرد، می دهد.
بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمیدارد که، "پیروزی" یعنی بیش از آنچه که می
دهی، بستانی.
ترجمه و نگارش : خانم الهام مصلح راد
عوارض عمومی مسکالین
ایجاد خیال بافی با درجه های مختلف در افراد
بی قراری
عدم تشخیص واقعیت از رویا
سرگیجه
تپش قلب
بالا رفتن فشار خون
بالا رفتن دمای بدن
ناراحتی های گوارشی
● قدرت اعتیادآوری:
با توجه به تحقیقات انجام شده قدرت اعتیاد آوری مسکالین ضعیف می باشد و موجب وابستگی جسمی و روانی نیز نمی شود. بنابراین فردی که از مسکالین استفاده می کند به زودی در برابر مقدار زیاد این ماده مقاوم شده و تمایل به استفاده روزانه و مستمر در او از بین می رود. همچنین این گیاه سمی باعث ایجاد دردهای در سیستم گوارشی شده و به همین دلیل فرد تمایل خود را برای استفاده از این ماده از دست می دهد.
● نحوه مصرف:
روشهای گوناگونی برای استفاده از مسکالین وجود دارد جوانه های این کاکتوس هم به صورت تازه و هم به صورت خشک قابل استفاده می باشد، کپسول هایی که از این گیاه به دست می اید خوراکی بوده و همچنین به صورت دم کرده مانند چای نیز قابل استفاده می باشد. این کاکتوس به روش دود کردنی نیز استعمال می شود که برای دود کردن از آن از ماری جوانا استفاده می کنند. و لی بهترین روش استفاده از کاکتوس به صورت مایع است .
● استفادههای مجاز:
استفاده از جوانه های کاکتوس به عنوان یک رسم مذهبی در بین سرخپوستان مکزیکی بیش از ۲۰۰۰ سال پیش رایج بوده است و دارویی شفابخش برای درمان انواع زخم ها و برونشیت بوده است همچنین از این دارو برای افزایش بینایی استفاده شده است .
● تأثیرات موقت:
مسکالین دارای تاثیرات موقتی از قبیل ایجاد تغییر در درک بینایی و شنوایی، ایجاد توهم موقت، کاهش اشتها، احساس ناخوشایند ذهنی می باشد. کاکتوس می تواند عوارض دیگری از قبیل تهوع، استفراغ، عرق زیاد و رعشه داشته باشد که به دلیل وجود ماده شیمیایی شبه استریکنین است.
● تأثیرات طولانی مدت و خطرات آن:
اثراتی که در طولانی مدت بر اثر استفاده از مسکالین بروز می کند هنوز به طور کامل مشخص نشده است. این دارو خطر ابتلا به اخلالات ذهنی را در افرادی که دارای مشکلات روحی روانی هستند را افزایش می دهند. تحقیقات نشان داده است که وقتی فردی از کاکتوس استفاده می کند مسکالین موجود در آن در کبد تجمع کرده و میزان آن در کبد افزایش پیدا می کند بنابراین برای کسانی که ناراحتی های کبد دارند این ماده سمی بسیار خطرناک می باشد بدین ترتیب مسکالین بیشتر بر روی کبد تاثیر می گذارد تا مغز.
● علایم مصرف مسکالین عبارتند از:
بزرگی مردمک چشم
پرحرفی
بی قراری
افزایش میزان عرق
● نشانههای سوء مصرف:
از آنجا که علائم مشخصی برای سوء مصرف مسکالین یا کاکتوس مشخص نشده است ولی در افرادی که از این گیاه سمی استفاده می کنند نشانه هایی مانند انزواطلبی، عدم تشخیص موقعیت مکانی، حواس پرتی و آشفتگی دیده شده است.
● تداخل دارویی:
استفاده از کاکتوس به همراه الکل بسیار خطرناک بوده و عوارضی مانند اختلالات ذهنی را به دنبال دارد که این عارضه می تواند به عدم تشخیص موقعیت مکانی و بروز رفتارهای وحشیانه به همراه ترس و استفراغ منجر شود.
بنگ:
یکی دیگر از مشتقات بوته شاهدانه بنگ می باشد. این ماده مخدر از سر شاخه های گلدار یا میوه دار و خشک شده شاهدانه به دست می آید که ممکن است ماده صمغی آن گرفته یا نگرفته شده باشد.
عوارض مصرف بنگ
کاهش میل جنسی
زمینه ساز اعتیاد به مواد مخدر دیگر
جنون
کاهش فعالیت سیستم دفاعی بدن و آسیب پذیری در برابر بیماری ها
اختلال در تنفس
اختلال حرکتی
گراس:
این ماده مخدر در زبان انگلیسی به معنای علف بوده و در اصطلاع همان بنگ و ماری جوانا می باشد. گراس درحقیقت همان برگ های بوته شاهدانه می باشد که مانند علف هستند. این برگ ها جمع آوری شده و مانند سیگار استفاده می شوند گاهی نیز مصرف خوراکی داشته و مانند چای دم کرده و می نوشند.
چرس:
در واقع حشیشی است که از صمغ آماده شده ای که در شاخه های گلدار و میوه دار بوته شاهدانه بالغ وجود دارد تهیه می شود و از مشتقات دیگر بوته شاهدانه مرغوبتر می باشد. چرس یکی از رایجترین مواد مخدردر جهان می باشد. این ماده به صورت پودر نرم و قهوه ای رنگی می باشد که با تنباکو ترکیب شده و مانند سیگار لوله ای شکل است.
چرس به طرق مختلف از قبیل خمیرهای فتیله شده، برگ های خشک شده، ساقه های گیاه و به صورت سیگاری هماره با ماری جوانا قابل استفاده می باشد. از عرق چرس نیز به عنوان نوعی ماده مخدر استفاده می کنند. کنف (جوت) در واقع یکی از مشتقات چرس بوده و نسبت به خود چرس دارای خطر کمتری می باشد. از کنف در ساختن بوجی و غیره استفاده می کنند.
تاریخچه چرس:
چرس نیز همانند انواع مواد مخدر سالها بلکه قرن هاست که مورد استفاده قرار گرفته است. چینی ها از چرس درساخت انواع وسایل طبی استفاده می کردند. در مصر و یونان باستان از این ماده به عنوان دارویی برای درمان نفخ استفاده می کردند. همچنین در روم از کنف گیاه چرس برای ساخت بادبان و انواع طناب استفاده می کردند. و بدین ترتیب این گیاه به بریتانیا راه پیدا کرد و درآنجا نیز رواج یافت. بعد از بریتانیا چرس در تمامی دنیا رواج پیدا کرده و درفاصله سالهای 1950 تا 1960 توسط هواداران گروها های جاز و هیپی مورداستفاده قرار گرفت.
علی رغم اینکه چرس مانند مواد مخدری از قبیل هیروئین و کوکایین خطرناک و بحث برانگیز نمی باشد ولی بدون تردید می توان بیان کرد که بیشترین ماده مخدری می باشد که در بریتانیا مورداستفاده قرار می گیرد.
اثرات دارویی چرس:
در بریتانیا از چرس برای درمان بعضی از بیماری ها استفاده می شد پزشکان استفاده از این گیاه را برای درمان مشکلات تنفسی، دردهای عضلانی و بیماری های دیگر تجویز می کردند. ولی بعد از مدتها این گیاه علی رغم محبیوبیت فراوان عوارضی از قبیل مشکلات ریوی ، تنفسی و اختلال در سیستم عصبی مرکزی برجای گذاشت که کم کم استفاده از این ماده شفابخش کاهش پیدا کرد. تا اینکه در این 1971 میلادی قانونی مبنی بر آزمایش اثرات درمانی و مضررات چرس وضع گردید و بر طبق آن طبیبان موظف شدند قبل از تجویز این دارو در موارد خاص آن را مورد آزمایش قرار دهند.
بر اساس آزمایشات انجام شده اثرات دارویی این گیاه به اثبات رسیده و مشخص شد که این دارو برای کاهش دردهای ناشی از بیماری هایی مانند سرطان و ایدز موثر می باشد ولی استفاده از این دارو حتما باید تحت نظر پزشک معالج استفاده گردد.
آیا مصرف چرس مجاز است؟
به دلیل اثرات دارویی و خواص درمانی که این ماده مخدر داشت بحث مجاز بودن یا نبودنش مدت های مورد بررسی قرار گرفت. در این میان گروهی به مجاز بودن این ماده مخدر نظر داشته و گروه مقابل استفاده از چرس را عاملی برای گرایش به سمت مواد مخدر دیگر می دانستند. افرادی که چرس را مجاز می دانند بر کم خطر بودن این ماده نسبت به بقیه اکتفا می کنند .
در کشورهای پیشرفته روش برخورد با این ماده بسیار متفاوت است. مثلا بعضی از کشورها فروش این مواد را به جوانان کمتر از 18 سال غیر قانونی اعلام کرده و تبلیغ و نگهداری هر ماده مخدر دیگری را خلاف قانون می دانند. اما عموما در اغلب کشورها تهیه و نگهداری این ماده مخدر بر خلاف قانون است .
چرس چه اثری بر روی انسان می گذارد؟
استفاده از چرس افراد را نسبت به مسائل پیرامون خود بی تفاوت کرده و گویی نوعی آرامش روح آنها را فرا می گیرد درحالیکه بر روی بعضی افراد اثر آرام بخشی نداشته و از لحاظ جسمانی باعث افزایش فشار خون در آنها می شود. اثراتی که چرس از خود بر جای می گذارد به نحوه مصرف آن بستگی دارد، هر چند که غالبا به صورت سگرت تهیه و استفاده می شود. گروهی از افراد این ماده را در پیپ و قلیان دود می کنند. استفاده از چرس به صورت خوراکی دارای خطرات بیشتری می باشد. چراکه اثرات این ماده بعد از 30 دقیقه ظاهر می شود و فردی که از آن استفاده می کند متوجه میزان ماده ای که مصرف کرده است نمی شود. ولی وقتی که شخص چرس را دود می کند اثرات آن پس از چند دقیقه نمود می کند.
همچنین استفاده از چرس به میزان زیادی به حالات روحی و روانی فرد مصرف کننده بستگی دارد. افرادی که از چرس استفاده می کنند در ابتدای امر چیزی زیادی احساس نمی کنند ولی به مرور زمان به اثراتی که استفاده از این ماده بر روی آنها می گذارد پی خواهند برد. به طور کلی چرس حس های پنجگانه را تقویت کرده و به همین دلیل افراد از این ماده به میزان زیادی استفاده می کنند این در حالی است که گروه دیگر با استفاده از این ماده دچار دگرگونی شخصیتی می شوند.
خطرات:
صرف نظر از غیر مجاز بودن استفاده از چرس، خطر جدی که از این ماده مخدر ناشی می شود اثرات سمی می باشد که از خود برجای می گذارد. افرادی که از این ماده مخدر استفاده می کنند تحت تاثیر اثرات سمی این گیاه قرار گرفته و نمی توانند مانند افراد عادی رانندگی کنند. بعد از مصرف دچار خواب آلودگی و گیجی هستند و نمی توانند بر رانندگی خود تمرکز کرده و بدین ترتیب احتمال تصادف در آنها بسیار زیاد است. منظور از مثال رانندگی این است که نمی توانند این قبیل فعالیت هارا به خوبی انجام دهند. به علاوه این افراد نمی توانند در خیابان های شلوغ حرکت کرده و به تنهایی از چهار راه عبور کنند زیرا قدرت تمرکز در آنها بسیار کاهش یافته است. احساس گرسنگی شدید یکی دیگر از علائم استفاده از چرس بوده و در طولانی مدت به رفتاری عادی مبدل می گردد. با توجه به اینکه استفاده از چرس به شکل خوراکی احتیاج به زمان بیشتری دارد تا وارد خون شده و در بدن گردش کند فرد نمی داند که چه میزان از آن را استفاده کرده و تا چه میزان اثر ناشی از آن شدید بوده است به همین دلیل دچار تشنگی شدیدی می شود.
یکی دیگر از اثراتی که از مصرف چرس ناشی می شود احساس بیماری می باشد مخصوصا که چرس هم زمان با الکل مورد استفاده قرار گیرد. سوء ظن یکی دیگر از اثرات متداول چرس می باشد. افرادی که از چرس استفاده می کنند احساس می کنند به یک آرامش نسبی رسیده اند این در حالی است که گروهی دیگر معتقدند بعد از مصرف این ماده دچار اضطراب و نگرانی می شوند.
مصرف زیاد و طولانی مدت:
بررسی های فراوان ثابت کرده است که استفاده از چرس در طولانی مدت اثرات تخریبی فراوانی دارد. از نظر روحی و روانی فرد را با مشکلات فراوانی مواجه کرده و به مرور در حافظه و تمرکز شخص اختلال ایجاد می کند. استفاده از چرس از نظر جسمانی فرد را معتاد کرده و باعث ایجاد حس گرسنگی شدید، سستی و کسلی فراوان می گردد.
چرس باعث بروز بیماری های تنفسی و سرطان ریه می گردد به دلیل اینکه دودی که از آن ناشی می شود از داخل مجاری تنفسی عبور کرده و عوارض شدیدی از خود بر جای می گذارد. دود و بخارات ناشی از چرس از خود آن خطرناک تر است به طوری که احتمال سرطان ریه در اثر دود آن هشت برابر افزایش می یابد.
علائم استفاده از چرس
ـ عدم توجه به آراستگی ظاهر
- قرمزی چشم ها.
احساس گرسنگی شدید
بی حالی و کسلی
سستی و بی انگیزگی
کاهش حافظه
عدم تعادل رفتاری
درخواست پول بیشتر از معمول
بی علاقگی به مسائل روزمره
به مشام رسیدن بوی عجیب(چرس دارای بوی خاصی می باشد)
افرادی که از چرس استفاده می کنند دوستان خود را به استفاده از ماده تشویق کرده و همسالان خودرا به مصرف چرس ترغیب می کنند.
چرس در بین انواع موادمخدر دارای بیشترین تعداد مصرف کننده می باشد. یک بسته از چرس که به شکل جوینت می باشد در محفل های دوستانه دست به دست می چرخد و اگر فردی آن را رد کند و به استفاده از آن تمایلی نداشته باشد مشکل خواهد بود. در هر حال جسارت نه گفتن به چرس مانند نه گفتن به تمام مواد مخدر می باشد. اگر فردی مایل به استفاده از این ماده مخدر نیست باید جسارت نه گفتن در برابر دوستان خود را داشته باشد و در مقابل فشارهایی که از ناحیه دوستان به او وارد می شود مقاومت نشان دهد.
ممکن است افرادی که به چرس معتاد هستند سعی کنند شما را تشویق به استفاده از این ماده بکنند و با گفتن اینکه چرس آرام بخش است و از آن می توان به عنوان داروی شفابخش و مسکن استفاده کرد. هرچند که چرس دارای خاصیت ضد درد میباشد اما این مطلب هنوز از نظر علمی اثبات نشده است ولی با فرض تسکین دهندگی این ماده باز هم استفاده از آن برای مصرف کننده مضر می باشد.