X
تبلیغات
رایتل

زندگی دنج

اجتماعی
یکشنبه 17 بهمن 1395

چند راه برای شفای کودک درون


چند راه برای شفای کودک درون:


وقتی دلتان گرفت، گریه کنید، هرگز جلوی خودتان را نگیرید. گریستن نشانه انسان بودن شماست. به علاوه کودک درون تان نیز آرام خواهد شد.


دفترچه یادداشت شخصی داشته باشید و احساسات خود را یادداشت کنید و هر چند وقت یک بار به آن سر بزنید. به این ترتیب شما با کودک درون تان ملاقات کرده اید.


همراه با موسیقی حرکات منظم و شاد انجام دهید. حرکات بدنی کودک درون تان را به وجد می آورد و به این ترتیب شما برای بقیه روز سوخت روانی کافی خواهید داشت.


وقت خود را با کسانی بگذرانید که به آنها علاقه مندید و از بودن با آنها لذت می برید. به این ترتیب کودک درون تان احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهد کرد.


اتاق تان را آن طور که دلتان می خواهد تزیین کنید. حتی اگر برای دیگران خنده دار به نظر می رسد، چندان مهم نیست. 


زیر باران قدم بزنید و چتر را فراموش کنید، بگذارید خیس شوید و به یاد سال های خردسالی به کودک درون تان نشان دهید که برای او اهمیت قائل هستید.


به حس ششم و شهود خود احترام بگذارید. برای مثال اگر ته دلتان به انجام کاری راضی نیستید آن را انجام ندهید و یا در تصمیم گیری ها به ته قلبتان هم نگاهی بیندازید. کودک درون تان آنجا نشسته است.


وقتی نقاشی می کشید، از تخیل خود کمک بگیرید و طرح های تخیلی بکشید و آنها را با رنگ های دلخواه خود رنگ نمایید. مطمئنا کودک درون تان در انتخاب رنگ ها به شما کمک خواهد کرد.


به تماشای طلوع و غروب بنشینید و با خود بگویید: این ممکن است آخرین طلوع یا غروب خورشید باشد که به نظاره نشسته ام و این تجربه ای "ناب" برای کودک درون تان خواهد بود.


آراسته باشید و آرایشی که دلتان می خواهد داشته باشید. اگر به ته دلتان رجوع کنید او به شما خواهد گفت که چه سبک آرایشی را می پسندد.


از انتقاد نسبت به خود دست بردارید. در چنین لحظاتی کمی درنگ کنید. شما در حال شلاق زدن به کودک درون تان هستید، شلاق را دور بیندازید و با او مهربان باشید.


وقتی زیر فشار هستید و استرس دارید به کتاب های داستان کودکان پناه ببرید. این کار لذت بخش "کودک درون تان" را آرام خواهد ساخت.


از تفریح های گذری و کوتاه غافل نشوید. مانند تاب خوردن در یک پارک و یا خوردن یک فنجان چای داغ در زمستان آن هم وقتی هوس نوشیدن آن را می کنید. این کار یعنی پاسخ دادن به ندای کودک درون تان.


هیچ چیز مانند اسب سواری و دوچرخه رانی کودک درون تان را به وجد نمی آورد، امتحان کنید.


دردها جسمانی فریاد خفه شده کودک درون شماست. پس علاوه بر درمان های جسمانی برای رابطه خود با وی فکری بکنید.

#دگرش 

#روانشناسی

برگرفته از کانالzhuanchannel@

یکشنبه 17 بهمن 1395

سواد تمام کردن رابطه


سواد تمام کردن رابطه 

        

پایان دادن به یک رابطه عاطفی

خیلی از  افراد درگیر رابطه ای بودند که بعد از مدتی به هر دلیلی بهم خورده و حالا می خواهند بدانند باید چه کار کنند تا حال بدشان را تغییر دهند.

متاسفانه اکثر ما همانطور که سواد ایجاد رابطه مناسب و ماندن در آن را نداریم، در پایان دادن به روابطمان نیز با بی سوادی کامل عمل می کنیم. 


تمام کردن یک رابطه احساسی برای هر فردی سخت و طاقت فرساست، اما افرادی که سواد پایان دادن به رابطه را دارند، اقداماتی انجام می دهند که عبور از این بحران را برای خود و شریکشان آسان تر می سازد. 



افراد باسواد این گونه عمل می کنند:


فرد با سواد یک دفعه ناپدید نمی شود.

 شاید شما هم رابطه ای را تجربه کرده باشید که در آن طرف مقابل یک باره غیب شده است. 

شما روز قبل با هم بوده و اوقات خوشی را گذرانده اید، اما او از دیشب نه جواب تلفنتان را می دهد، نه پیام هایتان را می خواند.

 اگر به هر دلیلی تصمیم به پایان دادن رابطه گرفته اید، مسئولیت تصمیم گیری تان را بپذیرید و طرف مقابل را از تصمیمتان باخبر کنید.



 فرد با سواد محترمانه رفتار می کند. 

یاد اولین روزهای آشنایی بیفتید که چطور با عشقتان رفتار می کردید. 

مدام مراقب بودید که مبادا از دستتان ناراحت شود. 

مسلما رابطه شما نقص هایی داشته که به خاطرش تصمیم به جدایی گرفته اید، اما یادتان باشد بی احترامی کردن به طرف مقابل، در واقع بی احترامی کردن به انتخاب خودتان است، بنابراین بهتر است محترمانه رفتار کنید


این کار مثل این می ماند که چون جراحی خارج کردن تومور از بدن دردناک است، به طور مداوم به بیمار مسکن بدهیم.

 آیا این کار به نفع بیمار است؟ درست است که  ما با این کار باعث می شویم بیمار درد نکشد، اما با تزریق مسکن غده از بین نمی رود که هیچ، روز به روز هم رشد و پیشرفت می کند و در نهایت این کار ما ممکن است باعث مرگ بیمار شود. بنابراین باید هرچه زودتر این غده (رابطه ناسالم) تمام و کمال بیرون آورده شده و محیط اطرافش هم پاکسازی شود. 



قطع کردن تدریجی رابطه فقط باعث آزار دیدن بیشتر دو طرف و درگیر شدن دوباره در یک پروسه احساسی می شود که نتیجه آن ممکن است ادامه یک رابطه ناسالم باشد.


 فرد با سواد احساسات و تقصیرهایش را می پذیرد. 

در هر رابطه دو طرف حضور دارند، ممکن است سهم یکی از طرفین در به بن بست رسیدن رابطه بیشتر از دیگری باشد، اما مسلما هر دو طرف در رسیدن به نقطه پایانی نقش داشته اند. اشتباهات خود را بپذیرید و به خاطر آنها از طرف مقابل عذرخواهی کنید. بدانید که طی فرایند جدایی احساسات و هیجانات منفی را تجربه خواهید کرد، به جای اینکه طرف مقابل را مسئول حال بدتان بدانید، در فکر یافتن راهکارهایی برای تغییر خلقتان باشید.


    فرد با سواد حضوری خداحافظی می کند. فرض کنید تصمیم گرفته اید برای ادامه زندگی از ایران بروید و احتمال زیادی وجود دارد که دیگر عزیزانتان را نبینید، چگونه با آنها خداحافظی می کنید؟ 

با یک پیام یک خطی در تلگرام؟ با ایمیل؟ با یک تماس تلفنی کوتاه؟ یا اینکه از آخرین فرصت استفاده می کنید، به دیدنشان می روید و به خاطر همه لحظات خوبی که با آنها داشته اید تشکر می کنید؟ 

خب پایان دادن به یک رابطه عاشقانه هم همین طور است. شما قرار است دیگر کسی را که زمانی عزیزترین فرد زندگی تان بوده نبینید، برای خداحافظی یک قرار حضوری بگذارید. با این کار هر دویتان راحت تر و بهتر می توانید پایان یافتن رابطه را بپذیرید.


حالا با توجه به چیزهایی که در بالا خواندید، به نظر خودتان سواد پایان دادن به یک رابطه را دارید یا نه؟

#دکتر_زهره_قربانی

#روانشناسی

برگرفته از کانالzhuanchannel@